تبلیغات
از چشمه سار قرآن و عترت

از چشمه سار قرآن و عترت

 

 

آیاپیامبرقادربه کتابت بود

آیا پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) در دوران رسالتش قادر به کتابت بود؟ آیا عدم کتابت نقص نیست ؟ چگونه پیامبر فاقد این کمال بود؟

در این که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) به مکتب نرفت و خط ننوشت، میان مورخان، بحثی نیست ; همچنان که در آیه شریفه 48 سوره عنکبوت نیزبه آن تصریح شده است . در محیط حجاز افراد با سواد به اندازه ای کم بودند که در «مکه » که مرکز حجاز بود، تنها این تعداد در مردان از 17نفر تجاوز نمی کرد که می توانستند بخوانند و بنویسند و از زنان نیز تنها یک زن بود که سواد خواندن و نوشتن داشت .

در هر حال، وجود این صفت در پیامبر اکرم تاکیدی بر زمینه نبوت او بود تا هر گونه احتمالی درباره ارتباط او با دیگران جز ارتباط به خداوند متعال و جهان ماورای طبیعت در زمینه دعوت او منتفی گردد . بعد از بعثت او نیز به همان حال امی بودن تا پایان عمر باقی ماند . ولی یادآوری این نکته لازم است که درس نخواندن، غیر از بی سواد بودن است ; به تعبیر دیگر هیچ مانعی ندارد که آن حضرت، به تعلیم الهی، «خواندن » و یا «خواندن و نوشتن » را بداند . بی آن که نزد انسانی آن را فرا گرفته باشد ; زیرا چنین اطلاعی بی تردید از کمالات انسانی است و مکمل مقام نبوت است . شاهدش آن است که در روایات نقل شده، پیامبر اکرم ی توانست بخواند و یا هم توانایی خواندن و هم توانایی نوشتن داشت; (1) اما برای این که جایی برای کوچکترین تردید برای دعوت او نماند، از این توانایی استفاده نمی کرد . (2)

درباره تفسیر آیه «و اذا الوحوش حشرت » و این که آیا حیوانات هم تکلیفی دارند و این که بعضی حیوانات نسبت به بعضی دیگر ظالم ترند، توضیح دهید؟

از بعضی آیات (انعام/38 و تکویر/5) و روایات استفاده می شود که حیوانات هم مانند انسان هاحشر دارند و در روز قیامت حاضر شده و در حد آگاهی و مسؤولیت هایشان، حسابرسی می شوند و هر کس به حق خود می رسد . اگر در آیه 5 سوره تکویر، فقط نام حیوانات وحشی برده شده، یا به جهت غلبه است، یا به جهت ظلمی است که حیوانات وحشی نسبت به بقیه حیوانات دارند و یا ... در این جا این پرسش باقی می ماند که آیا حیوانات هم تکلیف دارند یا نه؟ در پاسخ باید گفت که تکلیف مراحلی دارد و هر مرحله، ادراک و شعور متناسب خود را می خواهد . تکالیفی که در اسلام برای یک انسان وجود دارد، به گونه ای است که انجام آن ها بدون داشتن یک سطح عالی از عقل و درک ممکن نیست، و حیوانات هم مکلف به آن نیستند; زیرا شرط آن، یعنی عقل و درک متناسب با آن تکالیف در آن ها نیست; اما مرحله ساده تر و پایین تری از تکلیف درباره آن ها تصور می شود که مختصری فهم و شعور برای آن کافی است و نمی توان آن را در مورد حیوانات انکار کرد . به همین جهت، حشر آن ها هم با حشر انسان ها تفاوت دارد . انسان ها بعد از حسابرسی یا وارد بهشت و یا وارد جهنم می شوند، ولی حیوانات، بهشت و جهنم ندارند; بلکه بعد از انتصاف و انتقام از یکدیگر (مثلا حیوان بی شاخ از حیوان شاخ دار به جهت ظلمی که به او کرده است، انتقام می گیرد) می میرند و خاک می شوند . (3)

در تفسیر آیه 5 تکویر، وجوه دیگری نیز گفته شده، از جمله:

1 - برخی ز مفسران، «حشر» در آیه و اذا الوحوش حشرت » را مربوط به روز قیامت نمی دانند، بلکه آن را از نشانه های قبل از قیامت می دانند و آیه را این گونه تفسیر کرده اند: همان حیواناتی که در حال عادی (وحشی) و از هم دور بودند و از یکدیگر می ترسیدند و فرار می کردند، بعلت شدت ترس و وحشت حوادث هولناک استانه قیامت، همه چیز را فراموش کرده، گرد هم جمع می شوند، گویا می خواهند با اجتماعشان، از شدت ترس و وحشت خود بکاهند . (4)

علت تاکید قرآن بر عدد چهل چیست ؟

در قرآن و فرهنگ اسلامی، به برخی از عددها، عنایت و توجه خاصی شده است که از آن جمله می توان به عدد سه و هفت و هفتاد و ... اشاره کرد هر کدام از این ها، حکمتی خاص دارند که به برخی از آن ها در قرآن و احادیث، اشاره شده است و برخی را نیز علوم جدید کشف کرده اند . عدد چهل چهار بار در قرآن به کار رفته است، دو مورد آن، درباره میقات حضرت موسی ( علیه السلام) (بقره/51 و اعراف/142) و یک مورد درباره سرگردانی قوم یهود است که چهل سال طول کشید (مائده/26) . و مورد دیگر آن، سن رشد و کمال آدمی است (احقاف/15) با توجه به مورد اخیر، می توان گفت که یکی از حکمت های تاکید بر عدد چهل، آن است که رسیدن به چهل سالگی، به طور معمول با کمال عقل همراه است . (5)

در روایات نیز سن کمال خرد در چهل سالگی ذکر شده است (6)

این مقیاس، درباره چهل روز نیز صادق است . امام باقر ( علیه السلام) فرمود: هر که چهل روز، ایمانش را برای خدا خالص گرداند، خداوند محبت دنیا را از دل او بیرون می کند و بینشی به وی عطا می کند که درد و درمان خویش را بداند و حکمت را در دل او جای می دهد .» (7)

از نظر تکوین و خلقت، چهل روز، ویژگی خاصی دارد . یکی از بزرگان در شرح حدیث فوق می نویسد: ممکن است، از این جهت عدد چهل در روایت فوق آمده باشد که خداوند متعال، انتقال انسان در اصل خلقت را از حالی به حال دیگر، در چهل روز قرار داده است; نطفه، پس از چهل روز به علقه و علقه پس از چهل روز به مضقه و ... تبدیل می شود . (8)

به چه علت در آیه 11 سوره نساء دختر نصف پسر ارث می برد؟

خداوند هر یک از زن و مرد را به گونه ای آفریده که هر کدام کاری می تواند انجام دهد که ممکن است از عهده دیگری خارج باشد; مثلا مرد را عقلانی تر و زن را عاطفی تر آفریده است . مرد به سبب داشتن روحیه تعقلی، بهتر می تواند از عهده تدبیر عقلانی زندگی و تامین مخارج خانه برآید و زن با داشتن روحیه عاطفی، بهتر می تواند به تربیت فرزندان و اموری از این قبیل بپردازد و هر دو مکمل یکدیگرند . مرد برای اداره بهتر زندگی و چاره اندیشی بهتر مشکلات، نیاز به اختیارات مالی بیشتری دارد; در نتیجه سهم الارث بیشتری به او تعلق می گیرد (9) . ولی این نقصان در اموال زنان به گونه ای دیگر جبران می شود شما با اندک تامل و مختصر محاسبه ای می توانید به این نکته پی ببرید که زنان عملا دو برابر مردان بهره می برند و آن به جهت حمایتی است که اسلام از حقوق آنان نموده است; زیرا بر اساس وظایفی که بر عهده مردان است، نیمی از درآمد آن ها برای زنان به مصرف می رسد . در حالی که بر عهده زنان چیزی گذاشته نشده است . مرد بایستی هزینه همسر و فرزندش را بر اساس نیازمندی ایشان اعم از خوراک، پوشاک و مسکن و سایر لوازم بپردازد، در حالی که آنان از پرداخت هر گونه هزینه، حتی برای مخارج خودشان معاف هستند . لذا زن می تواند سهم الارث خود را پس انداز کند، ولی مرد ناچار است آن را به مصرف همسر و فرزندانش برساند . از این رو، نیمی از درآمد مردان برای زنان خرج شده و نیمی برای خودشان می ماند، در صورتی که سهم زنان همچنان باقی است . (10) در روایات اسلامی نیز در بیان دلیل این امر آمده است که چون زن ها ازدواج می کنند و در حالی که سهم خودشان دست نخوره باقی می ماند، در سهم همسرشان شریک می شوند و علاوه بر این به آن ها نفقه تعلق می گیرد و ... (11)

پی نوشت ها:

1) تفسیر برهان، ج 4، ص 332، ذیل آیات اول سوره جمعه .

2) ر . ک: تفسیر نمونه، ج 6، ص 400 .

3) ر . ک: علامه مجلسی، بحارالانوار، ج 7، ص 276 .

4) ر . ک: تفسیر نمونه، ج 26، ص 174 - 173 .

5) ر . ک: علامه طباطبایی، المیزان، ج 18، ص 201 .

6) ر . ک: شیخ عباس قمی، سفینة البحار، ج 2، ص 332

7) همان .

8) ر . ک: محسن آشتیانی، اسرار عدد چهل .

9) ر . ک: المیزان، ج 4، ص 221 .

10) ر . ک: مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج 3، ص 291 - 290 .

11) ر . ک: کلینی، فروع کافی، ج 7، ص 87


[ سه شنبه 10 آذر 1388 ] [ 06:35 ب.ظ ] [ سید غلامرضا حسینی ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

این وبلاگ باهدف خدمت به جامعه فکری جوان درراستای پاسخ به سولات کلامی وفلسفی آنان طراحی شده که بیشترازبیش بااندیشه ناب وپویا وجاودانه قرآن واهل بیت آشنا شوند
صفحات جانبی
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :