تبلیغات
از چشمه سار قرآن و عترت

از چشمه سار قرآن و عترت

نسبت شادی­زیستی با دین

دین با شادی ،  شادی­گرایی ، و شادی­­دوستی ، شادی­اندیشی و شادی­زیستن چه نسبتی دارد ؟ پس باید در آموزه­های ادیان کاوش کنیم تا جایگاه و منزلت شادی را در آن­ها بیابیم و دیدگاه دینی را در مورد شادی و تفریح سالم شناسایی کنیم. که مثلا آیا دین ضد شادی و امور شادی است و گرایش به حزن و اندوه تا هماهنگی ، ناموزون بودن ، عدم متناسب ، بی­نظمی ترک لذت ، طرد زیبایی­ها فرمان می­دهد یا نه برعکس ، به شادی­گرایی و شادی اندیشیدن و شادی زیستن دستور می­دهد و سراسر هستی و قلمرو آفرینش را شادی و فرح و زیبایی در غایت حسن و جمال می­داند و آدمی را به تأمل و تبعیت از آن فرا می­خواند.

ادیان بزرگ جهان و به ویژه ادیان توحیدی و به خصوص دین اسلام نه تنها ضد شادی نیست ، بلکه به تصریح آیه­های قرآنی و سیره و سنن پیامبر عظیم­الشأن و امامان معصوم^ سراسر آفرینش موجبات شادی و فرح معقول مبتنی بر ارزشهای فرهنگ دینی فراهم آورده است.

موجودی غیرشادی و فاقد شادی­اندیشی صحیح موجودی بیمار و افسرده است و آنگونه که باید از مفاهیم دینی بهره برده باشد بهره نبرده است.

اصل خلقت خداوندی بر رحمت ، خیر ، جود ، احسان ، شادی ، بخشش بی علت و بی­رشوت ، مهر ، لطف ، فیض و عنایت است. و رحمت او همواره بر غضبش سبقت و پیشی دارد . و پیوسته شادی بندگان خود می­خواهد تا اندوه و حزن.

فضل او بی­حساب و قهر او نیز عین لطف است ، پیداست که چنین تلقی زیبا و دل­انگیزی از خدا و هستی و سلسله مراتب موجودات و نظم عالم هستی ، نتیجه­ای جز تأیید شادی و فرح و گرایش بندگان به شادی نیست. آدمیان نیز دعوت شده­اند تا در این شادی زیبا تأمل عقلانی کنند تا از طریق این نشانه­های الهی و به تعبیر عارفان « آینه­های خداوند » بیشتر و بهتر و ژرف­تر و گسترده­تر به حضور خالق هستی و احاطه او و نیز رحمت و فیض بی­منتهای او پی ببرند. و او را عالمانه و عاشقانه و هنرمندانه مبتنی بر فرح و شادی درون او را پرستش کنند.

پس هم به مقتضای دلایل فلسفی و هم بر اساس اصل تجلی در عرفان اسلامی و هم به دلالت صریح آیه­های قرآنی ، عالم سراسر تجلی حسن حق و ظهور معشوق ازلی و محبوب حقیقی برای شادی بندگان است و موجودات همگی با زبان­حال و شادی درون بر اساس فهم دینی او را می­طلبند و او را می­خواهند و حال این زیبایی و حسن شادی ممدوح در فرهنگ دینی در نظام توحیدی بویژه فرهنگ اسلامی چنین در ادبیات ما ظهور و تجلی می­نماید.

هر سو دویدیم همه روی تو دیدیم

 

 

هر جا که رسیدیم سر کوی تو دیدیم

هر قبله که بگزید دل از بهر عبادت

 

 

آن قبلة دل را خَم ابروی تو دیدیم

تا مهر رخت بر همه ذرّات بتابید

 

 

ذرات جهان را به تک و پوی تو دیدیم

در نگرش ارزشمند فهم دینی در فرهنگ اسلامی شادی چنین بروز و ظهور می­کند که بندگان سر از پای نشناخته و واله حضرت محبوب می­شوند.

پس طبق جهان­بینی دینی اساس تکوین و خلقت عالم بر شادی زیستی وفرح­اندیشی بنا گشته است و شادی در متن هستی موجودات و کل آفرینش حضور دارد.

جلوه­ای کرد که بیند به جهان صورت خویش

 

 

خیمه در مزرعة آب و گل آدم زد

و بدین­سان عالم با عشق و حبّ آغاز گشت و آفرینش با گرایش به فرهنگ دینی به اوج شادی و فرح رسید.

آنچه تا کنون آوردیم و به نظم و نثر نقل کردیم و از آموزه­های دینی و اسلامی نیز بهره گرفتیم ، برای تبیین این نکته بود که ادیان نه تنها در آموزش­ها و دیدگاه­های بنیادین و اصیل خود با شادی و شادی دوستی و طلب حسن و نیکویی ، تضاد و تعارض و خصومتی ندارد که مروّج و مشوّق آن نیز هستند . تنها یک روح شاد و خالی از قرن و افسردگی است که می­تواند خدا را عاشقانه عبادت کند و اسرار آفرینش را به لطافت و عمق دریابد و به جهان و موجودات نگاهی عمیق داشته باشد. و به گفتة حافظ :

کمال سرّ محبّت ببین نه نقص گناه


 

 

که هر که بی­هنر افتد نظر به عیب کند

                                                                                                                                         «حافظ»          

یا در برخی از دعاها آمده است « سبحان من لبس البهجه والجمال »([1]) ای پروردگار پاک تو کسی هستی که جامة شادی و کمال پوشیده است نه تنها از راه آموزه­های دینی و باورها و اعتقادات دینی می­توان بر پیوند استوار دین و هنر و ربط وثیق دین و شادی و فرح استدلال کرد که به لحاظ سابقة تمدنی و واقعیت­های تاریخی و امور عینی نیز می­توان گرایش هنری و نگرش شادی شناختی ادیان را در طول تاریخ نشان داد.

موسیقی کتابت قرآن و تلاوت آن با سبک­های متنوع موسیقیایی جشن­های دینی و اعیاد مذهبی ، آداب و مناسک خاص عبادت از قرآن و باورهای دینی و باورها و ارزشهای اسلامی تأثیر پذیرفته­اند و آنچه ادیان و در اینجا اسلام با آن مخالف هستند ، ابتذال ، غفلت ، هرزگی ، پوچی بی­مسئولیتی ، آلودگی به گناه و سقوط از مرتبة والای انسانی است . بنام شادی و تلطیف روح آدمی را به بند کشیدن ، اسیر غفلت و هرزگی نمودن ، گمراه ساختن و تهی ساختن او از معنویت و فضیلت و اخلاق این همة آن چیزی است که دین­هایی مثل اسلام با آن مخالفند و بلکه علیه آن به مبارزه برمی­خیزند ، هوس و ستم دو مانع بزرگ بر سر راه رهایی و رستگاری بشرند. پس نبرد ادیان علیه هنرورزی و شادی­زیستی نیست پیکار علیه سقوط آدمی است در مرداب عفن خودکامگی . و اگر در تاریخ ادیان خطاهایی از سوی برخی قاصرفهمان و کج­اندیشان ، ظاهربینان و زاهدنمایان علیه شادی و حتی هنر و اهل سرور و شادی صورت گرفته ، باید دانست که از بنیاد با روح آموزش­های ادیان مخالف بوده است و جور و جفایی که بر اهالی هنر خاصه در گرایش شادی­اندیشی رفته یا می­رود ربطی به حقیقت دین ندارد خطای برخی پیروان متعصب و فاقد بصیرت است که به نام دین یا دفاع از عقاید و ارزشهای دینی به مخدوش ساختن چهرة زیبا و نجیب دین می­پردازد و در واقع بر سر شاخ ، بن می­برند.

هر آن چیزی که در عالم عیان است


 

 

چو عکسی ز آفتاب آن جهان است

جهان چون زلف و خط و خال و ابروست ابروست


 

 

که هر چیزی به جای خویش نیکوست

 

سید غلامرضا حسینی



([1]) جمال الاسبوع : ص172 . مصباح المتهجد : ص301 . مستدرک الوسائل : ج6 ص293 . بحارالانوار : ج89 ص319 . جامع احادیث الشیعه : ج7 ص432 .


[ سه شنبه 19 آبان 1388 ] [ 11:18 ق.ظ ] [ سید غلامرضا حسینی ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

این وبلاگ باهدف خدمت به جامعه فکری جوان درراستای پاسخ به سولات کلامی وفلسفی آنان طراحی شده که بیشترازبیش بااندیشه ناب وپویا وجاودانه قرآن واهل بیت آشنا شوند
صفحات جانبی
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :