تبلیغات
از چشمه سار قرآن و عترت

از چشمه سار قرآن و عترت

بسمه تعالی

غدیر

تجلی و تداوم حکومت اسلامی

بنیانگذار هر مکتب و مرامی به پایدار بودن و ثمر بخشیدن آن مکتب و مرام علاقه­مند است. و بهترین تدبیر برای تأمین این منظور ، آن است که رهبری بینا و دلسوز بر آن بگمارد و او را به وضعی روشن در میان تودة مردم ، برای این مقام پراهمیت معرفی کند.

این عملی خردمندانه و روشی فطری است که خداوند حکیم نیز پیامبران را به آن مأمور ساخته است. در بسیاری از آیات قرآن کریم حقایقی در این باره به تعبیرهای گوناگون ذکر شده است که پیامبران پیشین نیز ، پس از نشر دعوت توحید و روشن کردن افکار ، برای استوار ماندن دین خدا به پا می­خاستند ، و بدین وظیفة گرانبار توجهی بسزا می­کردند ، و می­کوشیدند که شالودة ریخته شده و نتایج رنجهای تربیتی خود را به دست پیشرو وارسته و لایقی بسپارند و سرنوشت انقلاب پرارجی را که به بهای هستی و حاصل عمرشان تمام شده است ، به پیشامدهای تاریخ که پر از لغزش و خطاست وانگذارند.([1])

ابن سینا در کتاب شفا پس از اثبات نبوت و تشریح وظایف دقیق دارندة این مقام ، می­گوید :

سپس این شخص که پیغمبر است ، چنین نیست که مانند اویی مکرر به وجود آید ، و در هر زمانی بدو دسترسی باشد ، زیرا ماده ای که شایستة پذیرش وحی است کمتر در مزاجها به وقوع می­پیوندد. پس ناگزیر واجب است که پیغمبر ، برای بقای سنن و شریعتی که برای مصالح امور انسان آورده است ، تدبیری عظیم بیندیشد .

پس از این بیان ، حکمت عبادات و سایر دستورات اسلامی را تذکر می دهد و پاره ای از قوانین مدنی را که به گفتة خود او شارع اسلام به بهترین وجه مقرر کرده است ، یاد می کند ، سپس در مورد مسألة خلافت و امامت می­گوید :

آنگاه بر سنت گذار (پیامبر) واجب است اطاعت کسی را که جانشین خود قرار می دهد ، فرض و لازم گرداند.

بعد به شرح اجماع می پردازد ، و با بیانی پر مغز و گفتاری حکیمانه دربارة چگونگی و کمیت اجماع کنندگان سخن می گوید ، و معنی اجماع حقیقی و مقصود از آن را توضیح می دهد ، و شرایط کسی را که باید بر او اجماع و اتفاق آرا شود ، ذکر می کند ، و با استدلالی محکم و الزام آور به بطلان اجماعی که در تاریخ اسلام گفت و شنود می شود اشاره می کند . سپس می گوید : خلیفه و جانشین قرار دادن با نص ، به صوابدید نزدیکتر است. ([2])

باز امواج پردامنة غدیر را در امتداد زمان می نگریم ، که به صورت روایت و حدیث پیش رفته با بسطی جالب و حیرتزا در کتب اسلامی منعکس گشت ، و با جود موانع بسیار و تهدیدات فراوان نسبت به طرفداران غدیر ، از گفت و شنود دربارة آن خود داری نشد ، بلکه نقل آن را نور و حکمت می دانستند ، و مسلمین دور از مدینه ، افرادی برای شنیدن و آموختن حدیث غدیر بدان شهر اعزام می کردند ، تا آن را از اصحاب بشنوند و فراگیرند و برایشان بازگویند ([3])

تابعان نیز بر این منوال بودند ، و در نشر آثار غدیر و ذکر حقایق آن اهتمامی بسزا می ورزیدند ، چنانکه پس از گذشت قرنها ، روایت هشتاد و چهار نفر از آنان به ما رسیده است. ([4])

پیشینیان تنها به نقل حدیث اکتفا نمی کردند ، بلکه با تمام نیرو و امکانات خود در تشیید مبانی غدیر می کوشیدند و با هر پیشامد و مانعی شدیداً مبارزه می کردند و در این راه فداکاریهایی از خود نشان دادند که هیچ گاه با گذشت زمان و طلوع و غروب خورشید فراموش نمی گردد.

پس از دورة تابعان ، وظیفة ضبط و تعلیم روایات غدیر به عهدة دانشمندان قرون اسلامی نهاده شد ، و آنان در گردآوردن اسناد و مآخذ آن ، کوششی عمیق کردند و علاقه­ای وافر نشان دادند ، چنانکه پیش از این گفتیم.

و به جهت ثبوت مسلم ، و اشتهار وسیع این حدیث بود که دانشمندانی از قبیل شریف مرتضی([5]) و علامه میر حامد حسین هندی ([6]) و عده ای از علمای بزرگ سنت ([7]) آن را از معتبرترین احادیث اسلام دانسته اند. زیرا کمتر حدیثی است که دارای این همه اسناد و مدارک باشد.

راویان غدیر : بسیار زیاد !!؟

حدیث غدیر را حدود صد و بیست نفر از صحابه ، از پیامبر| نقل کرده­اند. در همة سنت نبوی شریف هیچ حدیث دیگری پیدا نمی­شود که این تعداد زیاد از صحابه و حتی نصف این تعداد آن را نقل کرده باشند. بنابراین راویان حدیث غدیر در حدّ اعلای کثرت هستند.

 بیان غدیر در بزرگترین تجمع اسلامی

از سوی دیگر می­بینیم پیامبر| حدیث غدیر را در خانة خود و یا در مسجد و یا در جمع کوچکی از اصحابش نفرموده است ، بلکه آن را بصورت فریادی بلند در بین جمعیتی که همة شهر مدینه گنجایش آنها را نداشت ، فرمود است ! جمعیتی که بیابان گسترده از هر سو را پر کرده بودند و بزرگترین تجمّع اسلامی که دوران نبوت بخود دیده است.

ابن سعد در طبقات می­گوید : پیامبر| تصمیم بر خروج برای حج را گرفت و به مردم اعلان عمومی داد. مردم بسیاری وارد مدینه شدند تا در این سفر احکام حج را از پیامبر| بیاموزند.([8]) و نظیر این حدیث را ابن حبان نقل کرده است.([9])

این مطلب از حدیث جابر گرفته شده که می­گوید : مردم بسیاری وارد مدینه شدند که همگی می­خواستند در اعمال حج به پیامبر| اقتدا کنند و مِثل عمل او را انجام دهند.([10])

در حدیث دیگری جابر می­گوید : از طرف مقابل و پشت سرم و راست و چپم تا آنجا که چشم کار می­کرد نگاه کردم و مردم را دیدم که پیاده و سواره در حرکت بودند ([11])

ابن شاکر می­گوید : در این سفر صدهزار نفر از صحابه بلکه بیشتر همراه پیامبر| بودند ، حتی کسانی که قبلاً آنحضرت را ندیده بودند و بعداً نیز ندیدند با آنحضرت حج انجام دادند ، و با این سفر صحبت پیامبر نصیبشان شد.([12])

سبط ابن جوزی می­گوید : همراه پیامبر| از صحابه و اعرابی که اطراف مکه و مدینه بودند یکصد و بیست هزار نفر بودند ، و اینان کسانی بودند که در حجه الوداع همراه حضرت بودند و آن گفتار را از حضرت شنیدند ([13])

با توجه به روایات فوق ، وقتی تعداد صحابه­ای که حدیث غدیر را روایت کرده­اند -که حدود صد و بیست نفر هستند- را با تعداد حاضرین غدیر که شاهد بودند و شنیدند و دیدند ، مقایسه کنیم نسبت به یکدیگر فاصلة یک به هزار دارند! بنابراین راویان حدیث غدیر بسیار کم­اند!!!

 سید غلامرضا حسینی

 پاورقی ها 

[1]) سوره بقره آیة 127 و 136 و 140 .

[2]) الهیات- شفا- فصل سوم از مقالة 10 .

[3]) الغدیر ج1 ص389- 390 .

[4]) الغدیر ج1 ص62 به بعد.

[5]) الشافی فی الامامه

[6]) عبقات الانوار

[7]) الغدیر ج1 ص295 به بعد.

[8]) طبقات ابن سعد : ج2 ص171 .

[9]) الثقات : ج2 ص124 .

[10]) صحیح مسلم : ج2 ص886 شمارة 1218 . المصنف ابن ابی شیبه .

[11]) مسند ابی یعلی : ج4 ص24 شمارة 2027 ، ج12 ص106 شمارة 6739 .

[12]) عیون التواریخ : ج1 ص394 .

[13]) تذکره الخواص : ص30 .

[14]) التاریخ الکبیر (بخاری) : ج4 ص193 .

[15]) السنن الکبری (نسائی) : ج5 ص130 شمارة 8464 . خصائص علی× (نسائی) : ص96 شمارة 79 .

همین حدیث را ابن عقده در کتاب الولایه و محاملی در امالی و ابن عساکر در تاریخش . در شمارة 566 و 567 در شرح حال امیرالمؤمین × از دو راوی مزبور با عبارات مفصل تری نقل کرده اند ، و ما الفاظ چند روایت را جمع بندی کردیم و گاهی اضافات توضیحی برای آن آوردیم . به تاریخ کبیر بخاری : ج4 ص173 مراجعه شود.

[16]) کنز الفوائد ، الكراجكى : ص 154.

[17]) در روایت مسند احمد سی نفر ذکر شده است . این روایت با یکدیگر منافات ندارد ، به این معنی که شاهدین سی نفر بوده اند که دوازده نفرشان از اهل بدر بوده اند.

[18] نهج البلاغه پارسی/ نامه 45

[19] احتجاج ، ج1ص59 ؛ روضة الواعظین ج1ص92

[20] احتجاج ج1ص60 ؛ روضة الواعظین ج1ص93 ؛ التحصین ابن طاووس ص582

[21]) روضة الواعظین ج1 ص94 ؛ التحصین ابن طاووس ص582

[22] احتجاج : ج1ص69 ؛ روضة الواعظین ، ج1ص99 ؛ التحصین  ابن طاووس ج1ص589

[23] احتجاج ج1ص65

[24] قرآن كریم ، نساء141

[25] قرآن کریم،هود113

چرا چنین !!؟

جالبتر اینکه پیامبر| در موارد بسیاری-  و بخصوص در این مورد- تأکید خاصی داشتند که حاضران به غایبان برسانند و نیز فرمودند : خداوند زنده بدارد کسی را که گفتار مرا بشنود و در سینه­اش جای دهد ، سپس آن را به کسانی که نشنیده­اند برساند . این گفتار را اگر در غدیر هم نفرموده ولی در خطبه­اش در مسجد خیف در منی فرموده که چند روز بیشتر از آن نگذشته بود.

آنگاه که پیامبر| از دنیا رحلت نمود و هدف و خواستة آنحضرت اجرا نشد ، مردم از روایت این حدیث و امثالش خودداری کردند ، و بالاتر اینکه بنا بر چشم­پوشی از روایت فضایل و مناقب امیرالمؤمنین× قرار داده شد و مردم از روایتِ پیامبر| به صراحت منع شدند . باز هم بالاتر اینکه به مردم دستور سبّ امیرالمؤمنین× داده شد و آنان را وادار به این کار می­نمودند، و خود آنحضرت این خبر را قبل از وقوعش داده بود و فرموده بود : بدانید که بزودی شما را به سبّ من و بیزاری از من وادار خواهند کرد   .

این بود که مردم هر فضیلتی دربارة امیرالمؤمنین× را به فراموشی سپردند تا چه رسد به حدیث غدیر و روایات مربوط به خلافت آنحضرت . بخاری از سهم بن حصین اسدی نقل میکند[14] که همراه دوستش بنام عبدالله بن علقمه به سفر حج رفت و او کسی بود که روزگاری را به سبّ امیرالمؤمنین× گذرانده بود (و می­بینیم که نمی­گوید : سبّ آنحضرت می­نمود ، بلکه می­گوید : عمری به این کار مشغول بود !!!). وقتی وارد مدینه شدند سهم به دوستش گفت : مایلی با ابوسعید خدری دیداری تازه کنیم ؟ و نزد او آمدند. سهم می­گوید : به ابوسعید گفتم : آیا برای علی× منقبتی شنیده­ای ؟!!! (و می­بینیم در زمان حیات آن همه از صحابه می­پرسد : آیا علی× فضیلتی دارد؟!). ابوسعید در پاسخ گفت : آری ، اگر برایت فضیلتی نقل کردم می­توانی از مهاجرین و انصار و قریش سؤال کنی . پیامبر| در روز غدیرخم بپا خاست و این پیام را رسانید که : « آیا من نسبت به مؤمنین از خودشان صاحب اختیارتر نیستم؟ یا علی نزدیک بیا». علی× هم دست او را بلند کرد بطوری که سفیدی زیر بغل ایشان را دیدم ، و فرمود : من کنت مولاه فعلی مولاه.

عبدالله بن علقمه گفت : تو این را از پیامبر| شنیدی ؟ ابوسعید گفت : آری ، - و اشاره به دو گوش و سینه­اش کرد- و گفت : گوشهایم شنیده و قلبم در خود جای داده است.

این اظهار تعجب شدید از شنیدن چنین حدیثی و سؤال دوباره که می­گوید : آیا تو این حدیث را از پیامبر| شنیده­ای ؟ و تاکید ابوسعید در جواب ، همه برای این است که از این مطلب نص بر خلافت را فهمیده­اند و از آنچه بعد از رحلت پیامبر| اتفاق افتاده در تعجب مانده­اند !

همه شنیدند ! همه دیدند !!؟

ابی­الطفیل از زید بن ارقم در حدیث غدیر نقل می­کند : پیامبر| دست علی× را گرفت و فرمود : هر کس من صاحب اختیار او بوده­ام این علی صاحب اختیار اوست». بعد می­گوید : به زید گفتم : تو این را از پیامبر| شنیدی  ؟ ! زید گفت : کنار درختان غدیر احدی نماند مگر آنکه حضرت را بچشم خود دید و با گوش خود سخنان آنحضرت را شنید.([15])

در همین باره است که شاعر می­گوید :

ویوم الدوح دوح غدیر خم ابان له الولایه لو اطیعا

ولم ار مثل ذاک الیوم یوماً ولم ار مثله حقاً اُضیعا([16])

یعنی : پیامبر| در روز درختان عظیم در غدیر ، ولایت را برای او روشن ساخت ، و ای کاش مورد اطاعت قرار می­گرفت. روزی همانند آن روز ندیدم همانطور که حقی را مانند آن ندیدم که ضایع شود.

می­بینیم که ابوسعید خدری می­گوید : حدیث غدیر را همة مردم می­دانند و می­توانی از مهاجرین و انصار و قریش سؤال کنی ، و احدی از آنانکه در قید حیات بودند را استثنا نکرده و همه این حدیث را شنیده بوده­اند. مقصود او از قریش هم یا فقط بنی امیه است و یا اهل مکه که به مدینه هجرت نکرده بودند.

از سوی دیگر می­بینیم پیامبر| به گفتن « من کنت مولاه فعلی مولاه » اکتفا نکرده تا آنکه بازوی امیرالمؤمنین× را گرفته و تا بالاترین حد ممکن بلند کرده بطوری که سفیدی زیر بغل آن دو بزرگوار دیده شده ، و این برای ان بوده که همة حاضرین امیرالمؤمنین× را ببینند ، چنانکه در حدیث زید بن ارقم آمده : « در غدیر خم احدی باقی نماند مگر آنکه پیامبر| را با چشم خود دید و سخن آن حضرت را با گوش خود شنید.

 

همه معنای غدیر را فهمیدند !! ؟

پیامبر| این کار را برای نشان دادن اهمیت امر خلافت و اتمام حجت بر امّت انجام داد ، و برای آنکه بعداً گفتة حضرت را تأویل نکنند و نگویند منظور حضرت از « علیّ» معنای آن یعنی « بلندمرتبه » است ، یعنی « هر کس من صاحب اختیار او بوده­ام صاحب اختیار او بلند مرتبه » و نتیجه بگیرند که این حدیث دربارة خود حضرت است نه در شان دیگری !! همانطور که این مطلب را دربارة کلام پیامبر| « أنا مدینه العلم و علی بابها » مطرح کرده­اند و گفته­اند که منظور حضرت از « علی بابها » آن است که « در علم بلند مرتبه است » !!

احیای غدیر بدست صاحب غدیر !

این مطالب دربارة صحابة راوی حدیث غدیر بود ، و اما در طبقة تابعین (که صحابه را ملاقات کرده­اند) ، باید گفت که همان و پرده­پوشی نسبت به حدیث غدیر و فضایل امیرالمؤمنین× ادامه داشته تا اواخر روزگار آنحضرت که اقدام به احیای استخوان بندی اصلی حدیث فرمودند و آن را از زیر آوارهای فروریختة چند ساله بیرون آوردند. به این صورت که آن دسته از اصحاب پیامبر| که آن روز در کوفه بودند را فراخواندند و مردم را نیز جمع کردند و صحابه را دربارة حدیث غدیر قسم دادند و فرمودند : قسم می­دهم کسانی را که از پیامبر| شنیده اند : « من کنت مولاه فعلی مولاه ، اللهم وال من والاه وعاد من عاداه » که برخیزد و شهادت دهد ، و فقط کسانی که این منظره را دیده و شنیده­اند برخیزند.

این جا بود که سی نفر که دوازده نفر از آنان از شرکت کنندگان در جنگ بدر بودند[17] برخاستند و شهادت دادند.

از بعضی روایات استفاده می­شود که این قسم دادن حضرت یک بار نبوده بلکه بطور مکرر انجام شده است که یک بار آن در میدان مقابل مسجد کوفه بوده است. در بعضی روایات آمده که حضرت از بالای منبر در این باره قسم دادند و شش نفر از این سوی منبر و شش از آن سو برخاستند و وجود منبر نشان می دهد که یکبار هم مناشده داخل مسجد بوده است.

پرده پوشی چرا ؟!

بهر حال جالب این است که پرده پوشی نسبت به غدیر حتی در این مجلس هم خود را نشان داده و عده­ای برخاستند و شهادت دادند و عده ای هم کتمان کردند ! این بود که امیرالمؤمنین× از خدا خواستند کتمان کنندگان را گرفتار کند و خداوند دعای حضرت را مستجاب کرد و هر یک از آنان به بلایی گرفتار شدند.

بسیار عجیب است که امیرالمؤمنین× در زمان خلافت خود مردم را دربارة حدیث غدیر قسم می دهد ، در حالیکه رسماً خلیفه و امام و رئیس حکومت است ، و با این همه عده ای از روی عمد آن را کتمان می کنند و شهادت نمی دهند !!! لابد اگر قبل از چنین روزی در سقیفه آنان را قسم می داد انکار هم می کردند و سخن حضرت را تکذیب می نمودند ، و یا با پاسخهای مثبت و منفی روبرو می شد و نزاعی بر منازعات قبلی افزوده می شد !! و همین باعث شده که در چنان زمانی حضرت سکوت اختیار کرده تا جوّ مناسبی بیابد.

بهر حال امیرالمؤمنین× با قسم دادن دربارة غدیر ، این قضیه را احیا فرموده و آن را بعد از کتمان ظاهر ساخته و بعد از اخفا آشکار نموده و این حدیث را در تابعین منتشر ساخته که برای نسل بعد از خود روایت کرده اند.

ابو اسحاق سبیعی در روایت حدیث غدیر می گوید : سعید بن وهب و زین بن یُثَیع و عمرو ذومرّ و کسانی که نمی توانم همه را بشمارم برایم نقل کرده اند که امیرالمؤمنین× در میدان کوفه مردم را قسم داد » .

بنابراین امیرالمؤمنین× اوّلین کسی است که برای حدیث غدیر مجلسی تشکیل داده و مردم را برای احیای یاد غدیر جمع نموده است. آنحضرت امام و رهبر و پرچمدار و اسوة ماست که باید هر سال و در هر مکانی مجالس غدیر تشکیل دهیم.

غدیر ارث خانوادگی نیست

غدیر مساله شخصی و ارث خانوادگی نبوده كه لزوما باید زمانی تحقق پذیرد.اصلا چنین نیست ،بلكه غدیر برای این بود كه حكومت اسلامی پیامبر ادامه یابد و راه آن حضرت در اداره امور جامعه و تربیت انسانها دنبال شود و با اجرای احكام نورانی اسلام و دستورات قران مجید دست متجاوزان و زورگویان و غارتگران از سر مردم كوتاه گردد. اگر علی همان روز اول به حكومت می رسیدچه می كرد؟ آیا مال اندوزی می كرد و در راه جاه طلبی و مقام پرستی گام می زد و خویشان نا اهل خود را سر كار می آورد و به مال و منال می رساند و مخالفین خود را سركوب می كرد یا تقوی و عدالت را می گسترانیدو قدرت دولت خود را صرف رفاه عامه می كرد و جلوی دزدان و غارتگران را می گرفت و به داد مظلومان می رسید؟!

آیا علی (ع) اگر روز اول زمام حكومت را به دست می گرفت به نام و نانی می رسید یا نان و نام خود را هم وقف مردم می كرد همانگونه كه در خلافت ظاهری خود پس از 25 سال چنین كرد امام (ع) در نامه 45 نهج البلاغه خطاب به عثمان بن حنیف كارگزار خود-كه در مهمانی اشراف شركت كرده بود- می فرماید : آیا به همین بسنده كنم كه امیر مؤمناننم خوانند ،ولی در سختی روزگار شریكشان نباشم ،یا در تنگنای زندگی الگویشان قرار نگیرم؟[18]

و در جای دیگر می فرماید : به خدا سوگند ،از دنیاتان سیم و زری نیاندوختم و از ثروت های آن مالی ذخیره نكردم،و برای جامه ام شور وشری فراهم نساختم...

آری اگر می خواستم راهش را می دانستم كه چگونه به عسل ناب ،مغز گندم و بافته های ابریشم دست یابم اما چه دور است كه هوای نفس بر علی چیره شود و شكمبارگی او را بر سر سفره رنگین  نشاند تا به انتخاب خورشها پردازد در حالی كه شاید در حجاز یا یمامه كسی باشد كه خواب قرص نانی هم نبیند و سیری را اصلا نشناسد یا چگونه شب را سیر و سیراب بخوابم و حال آنكه اطرافم شكمهایی گرسنه و جگر هایی سوخته باشد.

در هر صورت مساله غدیر مساله حكومت اسلامی و رهبری خط ولایت و امامت است كه باید در طول تاریخ تحقق یابد و مسلمانان موظفند آن را دنبال كنند و سرنوشت خود را به دست كسانی دهند كه پاسدار راستین خط اصیل امامت و ولایتند.

نگاهی به خطبه غدیر

   الف: نگاهی به خطبه پیامبر اكرم (ص) در روز غدیر خم بیانگر این مدعاست:الف :جبرئیل از سوی خداوند فرمان آورده كه علی(ع) ولی و سرپرست شما پس از خدا و رسول اوست مساله ولایت یعنی رهبری و حاكمیت الهی بر مردم در همه شؤون اجتماعی و سیاسی.([19])

و نكته دیگر انكه محور ولایت و حكومت اسلامی و علوی اقامه نماز و پرداخت زكات است ،و بر پایی نماز و زكات راستین جز در پرتو ولایت علوی و خط او تحقق نخواهد یافت.

   ب:حلال و حرام همان است كه خداوند معین فرموده است ،او حلال و حرام به من آموخت و من هم به علی آموختم.([20])

صحبت از حلال و حرام است و آنكس كه مبین آنهاست او باید كسی باشد كه جامعه را به سوی فرهنگ حلال و حرام رهنمون سازد تا مردم را علما و عملا به آنها آشنا سازد و انان در پرتو رهنمود های او به حلال ها وفادار بوده و عمل كنند و از حرام ها بگریزند یعنی حلال و حرام الهی باید در سایه الهی تحقق یابد.و اگر امامت عدل و خط علوی نباشد حلال و حرام از بین خواهد رفت و جامعه راه سقوط در پیش خواهد گرفت.

لذا در بخشی دیگر از همین خطبه فرمود: ای مردم !جز این نیست كه خدای عزو جل دین شما را به امامت او كامل گردانید([21])

یعنی دین و تكمیل آن با وجود امامی  كه در خطب پیامبر است شكل می گیرد ،و امامت هم برای تحقق دین خداست و اگر خط امامت در جامعه حاكم نباشد دین شكل نمی گیرد و حقوق مردم استیفا نمی شود و عقل ها به كمال نمی رسد و جانها به پرواز در نمی آید و در واقع همه تلاش ها برای این است كه هدایت مردم در پرتو دین صحیح تحقق یابد و جامعه مطلوب و برتر انسانی پیاده شود و راه منحصر به فرد آن وجود رهبری و امامت و ادامه آن است.

   ج : حلال و حرام بیش از آن است كه من بتوانم آنها را یكجا در این مجلس برای شما بیان كنم پس به حلال فرمان دهم و از حرام باز دارم ،ولی از سوی خداوند متعال مامورم كه از شما برای علی (ع) بیعت بگیرم تا او همه اوامر و نواهی را برای شما بیان كند.([22])

یعنی این امام ورهبر است كه باید در جامعه نظام حلال و حرام را در دست بگیرد و خود نگهبان آن باشد و اگر در جامعه چنین نگهبان امینی وجود داشته باشد دین مردم به سامان می رسد و گرنه حقیقت دین از دست شود و نظام حلال و حرام از هم می پاشد.

   د:آگاه باشید كه باید نماز را به پا داریدو زكات را بپردازید و امر به معروف و نهی از منكر كنید و نیز باید بدانید كه اساس امر به معروف آنستكه سخن مرا بشنوید و دریابید و به كسانی كه حاضر نیستند برسانید و به آنها تفهیم كنید كه آن را بپذیرند و از مخالفت آن باز دارید كه این فرمان خدا و دستور من است و هیچ امر به معروف و نهی از منكری نیست مگر در پرتو امام معصوم و در ركاب و تبعیت او([23]).

در اینجا پیامبر اكرم (ص) صریحتر و شفافتر از همیشه پابرجایی دین و زنده ماندن دستورات الهی و سعادت جامعه را تنها در پرتو رهبری الهی و نگهبانی امام معرفی می كند .اگر امام و رهبری عادل در جامعه حاكم باشد حقیقت غدیر تحقق یافته است.

بخشهای خوانده شده از خطبه پیامبر اكرم (ص) در غدیر خم گویای این حقیقت است كه واقعه غدیر نماد حكومت اسلامی و ادامه ان به رهبری امام معصوم و خط امامت بوده است تشكیلاتی كه از سرچشمه وحی نشات می گیرد و بر اساس مدیریت انسان برتر و متعالی مبتنی است و در بحث امامت كه از مهمترین اركان فكری مكتب ما است با استدلال های شفاف و روشن بیان شده است.یعنی امامان شیعه یكی پس از دیگری برای تحقق غدیر پرچم امامت را بردوش گرفتند و می خواستند حكومت اسلامی را كه پیامبر اكرم(ص) بوجود آورده بودند در جامعه ادامه دهند و خلفای بنی امیه و بنی عباس هم برای اینكه چنین اتفاقی نیافتد با انان به مخالفت بر خاستند.اگر ائمه شیعه(ع) میخواستند فقط به درس و بحث بپردازند و به عنوان یك نظریه پرداز مذهبی مطرح باشند و كاری به حكومت و سرنوشت مردم نداشته باشند كه این همه مورد رنج و شكنجه قرار نمی گرفتند.

در هر صورت خط امامت همان خط غدیر بود كه پیشوایان معصوم ماآن را در سخت ترین شرایط اجتماعی و سیاسی حفظ كردندو ادامه دادند و هیچ گاه بر سر این مسئله معامله و سازش نكردند گرچه به قیمت جانشان تمام گردید.

 

 

عصر ظهور در خطبه غدیر

سر انجام نوبت به دوازدهمین امام معصوم رسید كه سرآغاز دوره جدید امامت بودو «عصر غیبت» به منظور مصونیت حجت خدا شروع گردید .وارتباط  مردم با نواب و نمایندگان حضرتش برقرار شد و خود آن حضرت مردم را در مرحله اول كه حدود هفتاد سال به طول انجامید و دوران غیبت صغری نامیده می شود به چهار نایب خاص ارجاع دادند و پس از گذشت هفتاد سال در مرحله دوم نائبان عام خود یعنی فقها را معرفی كردند تا نظام رهبری امت اسلام از طریق آنان سامان یابد و مردم نه تنها در مسایل فردی و عبادی بلكه در مسائل سیاسی و اجتماعی كه اهم مسائل زندگی و سرنوشت ساز جامعه است بدانان رجوع كرده و در هر زمان به تناسب شرایط محیط از انان دستور گرفته و در نتیجه عزت و سعادت خود را تامین كنند و همانطور كه قران كریم فرمود:«و لن یجعل الله للكافرین علی المومنین سبیلا» خداوند هرگز كافران را بر مومنان مسلط و حاكم قرار نداده است.([24])

)مهمترین رسالت نواب عام امام زمان (ع) صیانت جامعه اسلامی و حفظ و حراست مردم از حاكمیت طاغوت و ظالم و فاسق بوده است اسلام هرگز اجازه نمی دهد كه مسلمانان تحت حاكمیت و سرپرستی ظالم و فاسق قرار گیرد.تن دادن به ظلم و رضایت به فسق از بزرگترین گناهان است.قرآن كریم با صراحت میگوید:«ولا تركنو الی الذین ظلموا فتمسكم النار و مالكم من دون الله من اولیاء ثم لا تنصرون.»به ستمگران تكیه نكنید و حكومت انها را نپذیرید كه به دوزخ در افتید و هرگز یاری نشوید و جز خدا برای شما دوستی نیست.([25])

آخرین سخن ما کلام پیامبر| است که دربارة امیرالمؤمنین× فرمود : « اللهم وال من والاه وعاد من عاداه وانصر من نصره واخذل من خذله ».


[ دوشنبه 27 مهر 1388 ] [ 09:36 ق.ظ ] [ سید غلامرضا حسینی ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

این وبلاگ باهدف خدمت به جامعه فکری جوان درراستای پاسخ به سولات کلامی وفلسفی آنان طراحی شده که بیشترازبیش بااندیشه ناب وپویا وجاودانه قرآن واهل بیت آشنا شوند
صفحات جانبی
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :