تبلیغات
از چشمه سار قرآن و عترت

از چشمه سار قرآن و عترت



  نقش و جایگاه اهل کوفه درحکومت

 

منزل سلیمان بن صرد خزاعی در كوفه محل تجمع دوستداران امام حسین شده بود. خیلی ها از اینكه معاویه مرده بود خوشحال بودند. از اینكه امام حسین با یزید بیعت نكرده و به مكه آمده روزنه امیدی در دلشان پدید آمده بود. احساس می كردند راه برون رفتی از وضعیت موجود پیدا شده است.

سلیمان ازیاران علی ع و از رزمندگان جنگ های جمل، صفین و نهروان بود. در صفین مجروح شد. وقتی امام حسن با معاویه قرارداد صلح امضاء كرد او با صلح مخالف بود.اما در گفت وگوهایی كه با امام داشت، پس از شنیدن استدلال های ایشان قانع شد.

در خانه سلیمان اهالی كوفه از ظلم معاویه و یزید داستان ها می گفتند. هركس چاره ای می اندیشید تا در نهایت براین تصمیم قطعیت یافتند كه نامه هایی به امام بنویسند و از او بخواهند به كوفه بیاید و رهبری آنها را برعهده گیرد.

آنچه از تواریخ برمی آید اینست كه افراد مختلف نامه های مختلف نوشته اند. هركدام به نوعی نسبت به حكومت یزید و معاویه اظهار نفرت كرده و رهبری امام حسین را درخواست نموده بودند. متن این نامه ها خود تصویری از مناسبات سیاسی آن زمان و دیدگاه شیعیان نسبت به امر حكومت داری بدست می دهد.

یكی از این نامه ها را كه اكثر تواریخ نقل كرده اند سلیمان بن صرد و حبیب بن مظاهر و چند تن دیگراز شیعیان خاص امام حسین نگاشته اند. دراین نامه درباره شیوه حكومت داری معاویه می خوانیم:" .. ابتز هذه الامه امرها و غصبها فیئها و تأمر علیها بغیر رضی" منها، ثم قتل خیارها و استبقی شرارها و..." معاویه رهبری امت را از آنان سلب كرد و اموال آنان را غصب كرد و بدون رضایت مردم برآنان حكومت كرد، سپس نخبگان شان را كشت و اشرارشان را باقی گذاشت و ...".

آنها دراین نامه نوشته بودند كه اگرشما به كوفه بیایید ما والی كوفه را بیرون می كنیم. دو روز بعد از فرستادن این نامه به مكه جمعی را با یكصد و پنجاه نامه دیگر به آنجا فرستادند. امام حسین به این نامه ها جوابی نمی داد تا اینكه تعداد نامه ها فزونی گرفت. گفته شده نامه ها از ده هزار بیشترشد.

آخرین نامه از جانب شبث بن ربعی و عمرو بن حجاج و چند تن دیگر بود كه توسط هانی بن هانی و سعید بن عبدالله حنفی به دست امام رسید. دو نفر اول نویسندگان نامه بعدها از كسانی شدند كه به حاكمیت پیوستند و به مقابله با امام حسین پرداختند. اما نفر دوم آورنده نامه یعنی سعید در زمره شهدای كربلا قرارگرفت.

امام حسین در پی این نامه تصمیم گرفت سكوت را بشكند و با این تقاضای روزافزون مردم برخوردی فعال كند. مسلم بن عقیل را فرا خواند و نامه ای خطاب به مردم كوفه نوشت و او را به عنوان نماینده خود معرفی كرد. ازمسلم خواست نامه را به كوفه ببرد وپس از رصد كردن نظر مردم كوفه، ارزیابی خود را از وضعیت مردم آنجا به اطلاع امام برساند.

ایشان درنامه به مردم كوفه نوشته بود كه من مسلم را كه مورد اعتماد من است می فرستمو اگر او برای من نوشت كه رأی اكثریت شما و نخبگان شما همان است كه نوشته اید من به سوی شما خواهم آمد. دراین تصمیم امام حسین هم باز می بینیم مردم آشكارا نقش تعیین كننده دارند.

برخورد با مردم

اكثر مبارزان آنقدر كه به فكر شیوه برخورد با حاكمیت هستند و برای آن استراتژی طرح می كنند و تاكتیك در می آورند، در برخورد با مردم كمتر دقت می كنند. اكثر گروه های انقلابی به مراحل سرنگونی حاكمیت فكر می كنند، اگر برنامه ریزی داشته باشند محور اصلی آن را همین مراحل تغییر حكومت تشكیل می دهد. ندیده ایم گروهی یا جریانی استراتژی و برنامه ای برای مراحل رشد مردم تدوین كرده باشد. از این منظر برخورد امام حسین با تقاضاهای مردم كوفه جای تأمل دارد. برای درك شیوه ایشان نگاهی به شیوه های مختلف برخورد با مردم بیفكنیم.

1- عوام زدگی

برخی رهبران در برابر مردم برخوردی انفعالی دارند. دنباله رو مردمند. تمام تلاش و هم و غمشان اینست كه مورد حمایت مردم قراربگیرند. اینان از خود هدف و انگیزه ای ندارند و تابع كسانی هستند كه از آنها حمایت و پشتیبانی كنند. بنابراین قادر نیستند با انحرافات رایج در میان حامیان برخورد كنند و آنها را اصلاح نمایند. جو زدگی، تبعیت از فضا و حفظ وضع موجود از خصائص آدم های عوام زده است. در یك فضای انقلابی شجاع و بی باك می شوند، دریك فضای سكوت و خفقان صدایی از آنها برنمی خیزد. یك عوام زده وقتی با حمایت و استقبال مردمی روبرو می شود سر از پا نشناخته به آن پاسخ مثبت می دهد. مرید پروری آفتی است كه هم در میان رهبران سیاسی و هم رهبران دینی در جوامع مختلف به چشم می خورد. مرحوم استاد مطهری از اولین كسانی است كه به این آفت درجامعه ما توجه كرد و دراین باره مقاله ارزشمندی نگاشت(بحثی درباره مرجعیت و روحانیت).

2- عوامفریبی

برخی رهبران دارای هدف و انگیزه خاصی هستند اما وقتی با مردم روبرو می شوند سعی می كنند خود را هماهنگ تمایلات و آرای مردم نشان دهند. سخنانی می گویند كه مورد استقبال مردم واقع شوند. می كوشند با تظاهر و فریب حمایت مردم را نسبت به خود جلب نمایند. اما در عمل همان راهی را می روند كه از ابتدا خود می خواستند. معاویه یكی از عوام فریبان حرفه ای بود. وقتی در جنگ با علی ع شكست خود را نزدیك دید، دستور داد قرآن ها را برسر نیزه ها كنند و در مقابل سپاه نگه دارند. به این ترتیب خوارج را كه مردمی ظاهر بین و سطحی بودند فریفت و به حمایت از خود برای ترك مخاصمه كشاند.

3- تحقیرمردم

برخی از طریق تحقیر و سركوفت زدن یا خود كم بین كردن مریدان آنها را وادار به اطاعت از خود می كنند. اینان با بزرگنمایی خود و حقارت مریدان آنها را مسحور خود كرده و به تبعیت وامی دارند. چنین مناسباتی در برخی گروه های سیاسی و یا فرقه های مذهبی به چشم می خورد كه افراد زیر دست نسبت به بالا دست نوعی شیفتگی و خود كم بینی دارند و آنها را به عنوان یك ابرمرد یا بی نظیر قلمداد می كنند.

4- حفظ كرامت انسانی

امام حسین زمانی كه در مدینه تهدید شد با یزید بیعت كند، برخلاف عبدالله بن عمر كه بیعت كردن خود را منوط به موضع دیگران كرد، تصمیم خود را گرفت. بیعت نكرد و راه مكه را درپیش گرفت. زمانی كه مردم كوفه نامه نوشتند و از او حمایت كردند خود را نباخت. شتابزده نشد. امام نسبت به دوستدارانش مناسباتی برقراركرده بود كه آنها به خود اجازه می دادند برای امام تعیین تكلیف كنند. جرأت می كنند نظر متفاوت خود را نزد ایشان بیان كنند. ایشان هم حرف های آنها را می شنود و خم به ابرو نمی آورد. با آنها مثل دو فرد مساوی موضع خود را توضیح داده و استدلال می كند. دراین برخوردها احترام به انسان ها و حفظ كرامت آنها موج می زند.

در مورد نامه های حمایت آمیز مردم كوفه نیز می بینیم ایشان از این كه این همه مردم به حمایتش برخاسته اند ذوق زده نشده، شتاب نمی كند. نامه ها را می خواند و با تأمل بررسی می كند. بعد یكی از كادرهای خبره خود را می فرستد تا بررسی كند كه آیا این نامه ها واقعی است، آیا آنها از روی آگاهی درست و با شناخت چنین موضعی اتخاذ كرده اند. به عبارتی موضع واقعی مردم همین است كه نوشته اند. یا این موضع جنبه مقطعی و احساسی داشته است. وقتی مطمئن می شود به خواست آنان پاسخ مثبت می دهد.

سلیمان بن صرد و همراهانش یكی از دلایل بطلان معاویه را در نامه شان توضیح می دهند كه او بدون رضایت مردم برآنها امیری می كرد. امام حسین هم در نامه اش به مردم كوفه می نویسد مسلم می آید تا بررسی كند آیا رأی و نظر "ملأكم" یا اكثریت شما و "ذوی الحجی و الفضل منك" یعنی نخبگان شما همان است كه در نامه ها آمده است یا نه. این شواهد دیدگاه امام حسین و یارانش را نسبت به حكومت داری و شیوه برخورد ایشان با مردم نشان می دهد. شاهد دیگر براین برخورد را در سه راهی كوفه نیز مشاهده خواهیم كرد. آنجایی كه امام می گویند اگر نظر مردم كوفه تغییركرده است و دیگر خواهان من نیستند من به همان جایی كه بودم برمی گردم.

اهل كوفه

درمورد مردم كوفه آن زمان تصوراتی شكل گرفته است كه گرچه شهرت دارد اما لازم است با مصادیق تاریخی و شواهد مستند آزموده شود. كوفه در آن زمان شهری قدیمی نبود. این شهر در دوران اسلام ساخته شده بود. در جنگ اعراب با ایرانیان برای نیروهای رزمنده ای كه به جبهه می رفتند محلی برای استراحت یا اقامت و تدارك آنها لازم آمد. در محل شهر كوفه اقامتگاهی ساخته شد كه این سربازان از آن استفاده می كردند. با توسعه این محل به تدریج شهركوفه ساخته شد. حضرت علی ع این شهر را مركز حكومت خود قرارداد. جنگ هایی كه در زمان حكومت علی ع واقع شد مركز ثقلشكوفه بود. با این پیشینه بسیاری از اهالی كوفه از رزمندگان، جانبازان و یا خانواده های شهدا بودند.

شهدای كوفه

برخلاف آنچه تصور می شود كه اهالی كوفه همه نسبت به امام حسین بی وفا بوده و خیانت كردند، درمیان اهالی كوفه فداكاران و شجاعانی بودند كه حلقه محاصره پلیسی را شكستند و خود را به كاروان امام رساندند و در كربلا جنگیدند تا به شهادت رسیدند. برخی از آنها در مكه به امام پیوستند و برخی درمیان راه به ایشان رسیدند. تعدادی از كوفیانی كه در زمره شهدای كربلا شمرده شده اند عبارتند از: 1- حجاج بن مسروق جعفی، 2- یزید بن مغفل جعفی، 3- سعید بن عبدالله حنفی، 4- عبدالرحمن بن عبد رب انصاری، 5- شوذب بن عبدالله همدانی، 6- عابس بن شبیب شاكری، 7- عماربن حسان بن شریح فرزند شهید، 8- زاهر بن عمرو كندی، 9- بریربن خضیرهمدانی، 10- عبدالرحمن بن عبدالله بن كدن ارحبی، 11- جناده بن حرث انصاری خزرجی، 12- عمرو بن جناده فرزند جناده بن حرث. 13- نافع بن هلال جملی مرادی، 14- حباب بن عامر بن كعب تیمی، 15- جندب بن حجیركندی خولائی، 16- ابوثمامه صائدی یا عمروبن كعب همدانی، 17- مسلم بن كثیر اعرج ازدی، 18- رافع بن عبدالله مولی مسلم ازدی 19- عمروبن خالد صیداوی 20- سعدبن عبدالله 21- مجمع بن عبدالله بن مجمع وهمراهان 22- عائدبن مجمع عائدی 23- جناده بن حرث سلمانی، 24- واضح ترك مولی حرث سلمانی.

این تعداد شهید در كربلا از اهل كوفه نشان می دهد كه انتساب بی وفایی به كل اهالی این شهر كار درست و دقیقی نیست. بویژه كه تعدادی از شیعیان امام حسین مانند قیس بن مسهرصیداوی در خود كوفه به شهادت رسیدند و تعدادی بعد از واقعه با عوامل حكومت درگیرشدند.

از این مسأله گذشته نهضت توابین كه چهار سال بعد از واقعه كربلا به راه افتاد و دردسربزرگی برای حكومت اموی افرید از كوفه شروع شد. آنها كه در كربلا حضور نداشتند سخت خود را ملامت و سرزنش كردند و برای جبران آن كوتاهی دست به شورش علیه حكومت زدند.

ماجرای مسلم و شورش مردم

وقتی مسلم به كوفه رسید مردم زیادی به دیدن او آمدند و با او بیعت كردند. كار چنان بالا گرفت كه والی كوفه كه نعمان بن بشیر بود عملا" كاری از پیش نمی برد. خبر به یزید رسید كه كوفه از دست رفته است. او ابن زیاد را كه والی بصره بود با حفظ سمت به ولایت كوفه منصوب كرد و حكم كرد با شدت برخورد كرده و مسلم و یارانش را قلع و قمع كند. ابن زیاد شبانه و مخفیانه وارد كوفه شد. نوشته اند موقع ورود صورتش را پوشانده بود، برخی مردم به گمان اینكه او امام حسین است از او استقبال كرده و به او خیرمقدم می گفتند. او می ترسید ماهیت خود را آشكار كند. اما از زمانی كه پایش به دارالخلافه رسید با شیوه های پلیسی به سركوب نهضت مسلم مشغول شد. جاسوسی به میان آنها فرستاد و آنها را شناسایی كرد و با خشونت تمام از یك طرف و تطمیع برخی دیگر این جریان ر ا سركوب كرد. سرانجام مسلم را هم دستگیر كرده به قتل رساند. شیوه های برخورد ابن زیاد كه در همه حكومت های دیكتاتوری و پلیسی رواج دارد درجای خود نیاز به بررسی دارد.

وی وقتی خبر حركت امام حسین از مكه به سمت كوفه را شنید تمام راه های خروجی و ورودی كوفه را بسته و مأمورانش را بر آنها گمارد تا هم از خروج و پیوستن اهالی كوفه به كاروان حسین جلوگیری كند و هم از ورود آزاد امام حسین به كوفه ممانعت به عمل آورد. می شود گفت نوعی حكومت نظامی در شهر و حومه برقرارشده بود. پرسشی در این مقطع مطرح می شود كه اگر كوفیان به امام حسین پشت كرده و خیانت كرده بودند و از حمایت ایشان دست برداشته بودند این قدر بگیر و ببند و شدت عمل و كنترل های پلیسی ضرورتی نداشت. این شدت عمل ابن زیاد حكایت از آن دارد كه جاسوسانش خبرهای مقاومت و ادامه نهضت را به حكومت می رساندند كه چنین واكنشی از سوی آنان ضرورت می یافت. كما اینكه بعدها معلوم شد كسانی از حلقه محاصره پلیسی و حكومت نظامی اطراف كوفه گریخته و خود را به كاروان حسین رسانده اند.

مسلم بعد از ورود خود و بررسی اوضاع و ملاقات با دسته های مختلف مردم، وقتی شناختی از فضای ذهنی و عینی مردم بدست آورد یكی از افراد را راهی مكه كرد تا تصویری از مردم كوفه به ایشان ارائه دهد. مسلم نامه ای به امام نوشت و اعلام كرد مردم منتظر رسیدن شمایند. این نامه 27 روز قبل از كشته شدن مسلم نوشته شده بود.

امام حسین به سمت كوفه

بیش از چهارماه بود كه امام حسین در مكه مقیم شده است. ایشان اوائل شعبان وارد مكه شد. یك ماه و نیم بعد یعنی اواسط ماه رمضان مسلم را به كوفه اعزام كرد. مسلم پنجم شوال وارد كوفه شد. حدود یك ماه بعد مسلم برای امام نامه نوشت و ایشان را به كوفه دعوت كرد. اما بعد از ارسال نامه اوضاع كوفه رو به وخامت رفت. بطوری كه همان روزی كه امام حسین به قصد كوفه مكه را ترك می گفت مسلم در كوفه به شهادت رسید. خبراین واقعه در بین راه به امام حسین رسید.

درمدتی كه امام درمكه بود نامه هایی برای دوستدارانش در بصره نوشت و ماجرای خود و بیعت نكردنش را با یزید شرح داد. شیعیان بصره هم به جنب و جوش افتاده و شروع به آماده شدن برای پیوستن به امام و حركت بدان سو كردند. امام حسین پیشاپیش قیس بن مسهر صیداوی را نیز همراه نامه ای به كوفه فرستاد و خبرحركت خود را به سمت كوفه به اطلاع آنان رساند.

منابع:

سیدبن طاووس، لهوف، ترجمه عقیقی بخشایشی، نشربخشایش، چاپ پنجم 1378

عباس قمی، نفس المهموم- دركربلا چه گذشت، ترجمه محمدباقر كمره ای، انتشارات مسجدجمكران، 1381

سحاب ابوالقاسم، زندگانی حضرت ابی عبدالله الحسین سیدالشهداء، سحاب كتاب، چاپ دوم 1358

 


[ شنبه 10 بهمن 1388 ] [ 06:49 ب.ظ ] [ سید غلامرضا حسینی ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

این وبلاگ باهدف خدمت به جامعه فکری جوان درراستای پاسخ به سولات کلامی وفلسفی آنان طراحی شده که بیشترازبیش بااندیشه ناب وپویا وجاودانه قرآن واهل بیت آشنا شوند
صفحات جانبی
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :