تبلیغات
از چشمه سار قرآن و عترت

از چشمه سار قرآن و عترت

مصحف  حضرت فاطمه (ع)

 

 

واقعیت آن است، سئوالی كه هر از چند گاه بر ذهن و زبان برخی از برادران ما در دیگر فِرق اسلامی جاری می‌شود، مسئله "مصحف فاطمه" و یا به تعبیر ایشان " قرآن شیعه" است؛ اینكه حقیقت مصحف مذكور چیست و اكنون در كجاست؟ آیا براستی "شیعه می‌گوید: چند كتاب آسمانی غیر از قرآن مجید و پس از آن، بر ائمّه آنان نازل شده است... مثلاً مصحف فاطمه (س) 1"؟!! مشخصاً كدام یك از ائمّة و یا علمای امامیه ادعای وجود و یا رؤیت این قرآن را دارد ؟! آیا منتقدی از منتقدان، آن را دیده است؟! چرا با چنین حجم انبوه ردّیه‌ها و نقد بر كتاب مذكور، نسخه ای از آن یافت نمی شود؟! اصولاً ادعای نقّادان از چه اتقان و استحكام علمی برخوردار است؟
"مسئله آمدن جبرئیل برای كسی، یك مسئله ساده نیست. خیال نشود كه جبرئیل برای هر كسی می‌آید و امكان دارد بیاید؛ این یك تناسب لازم است بین روح آن كسی كه جبرئیل می‌خواهد بیاید و مقام جبرئیل كه روح اعظم است... حتّی درباره ائمّة هم من ندیده ام كه وارد شده باشد، اینطور كه جبرئیل به آنها نازل شده باشد، فقط این است كه برای حضرت زهرا سلام الله علیهاست كه من دیده ام كه جبرئیل بطورمكرّر در این هفتاد و پنج روز وارد شده و مسائل آتیه ای كه بر ذریه او می‌گذشته است، این مسائل را می‌گفته است [و]حضرت امیر هم ثبت می‌كرده است... و این از فضائلی است كه از مختصّات حضرت صدیقه سلام الله علیهاست2 ".
گفتار فوق كلام مرجع و سخنگوی رسمی مكتب اهل بیت در عصر غیبت حضرت امام خمینی (ره) است. ایشان بر اساس روایات معتبر، تنها از مقام و منزلت معنوی فاطمه زهرا (س) سخن به میان آورده و نزول فرشته وحی بر بانوی نمونه اسلام را بیان فرمود، اما هرگز كوچكترین اشاره ای در طرح ادّعای نبوّت حضرت فاطمه (س) و نزول قرآنی دیگر برای شیعه ننموده است.
علی رغم اهتمام بلیغ بزرگان تشیع در اعلام صریح موضع رسمی خود و پاسخ به شبهات پیرامون این مصحف شریف، بسی مایه تأسف است كه باز و به هر بهانه ای، تهمت‌های پیشین تاریخی در لباس جدید شبهه عرضه شده و دامن گیر امامیه می‌گردد؛ چنانكه از سال 1414ق رساله دكتری ناصربن عبدالله قفّاری به نام "اصول مذهب الشیعه الامامیه الاثنی عشریه عرض و نقد" در 3جلد به عنوان بهترین تحقیق علمی و آكادمیك !! عربستان سعودی، مكرر در سطحی گسترده، تكثیر و توزیع شد3. كتابی كه نه تنها در جهت تخطئه اعتقادات مستدل‌ترین فرقه دینی بلكه در راستای تضعیف ایده مقدّس تقریب مذاهب اسلامی، آنهم در جوار كانون بایسته اتّحاد مسلمین ـ حرمین شریفین ـ سربرآورد! البته قابل اغماض نیست كه بدنه جهان اسلام در تب شدید نا هنجاریهای دولتهای خودكامه، می‌سوزد. نویسنده مذكور پیش از این در كتاب "فكره التقریب بین اهل السنه و الشیعه" ایده تقریب مذاهب اسلامی با امامیه را به دلیل كفر شیعه!! "نا ممكن"4 دانسته بود. دكتر قفّاری در جای جای "اصول مذهب شیعه " با تمسّك به اخبار ضعاف، شاذ، مرسل و غیر معتبر در نزد شیعه، برداشت‌هایی خلاف واقع نموده و با ارائه قرائتی نو از تهمت‌های كهنه بر امامیه، با ضرس قاطع می‌نویسد: "شیعه می‌گوید چند كتاب آسمانی غیر از قرآن مجید و پس از آن، بر ائمه آنان نازل شده است و در واقع ادعای نبوّت بر امامان خود است... مثلاً مصحف فاطمه... آنان می‌گویند حجم این كتاب سه برابر قرآن است و محتوای آن كتاب، علم غیب بر فاطمه را اثبات می‌كند، چیزی كه حتّی پیامبر نداشته است "5.
با تمام رقّت و سبكی ادعای فوق كه مشتی نمونه از خرمن آن مثنوی نُه من كاغذ است، شاید بتوان اذعان نمود این نوشته مهمترین كتابی است كه در طول تاریخ، علیه مكتب اهل بیت (ع) نوشته شد6؛ پس "تو خود حدیث مفصّل بخوان از این مجمل". جالب آن است كه قفّاری در این كتاب، حدیث مستند "مصحف فاطمه " را دلیل بر كفر شیعه!! شمرده و شدّت كفر ایشان را از یهود و بلكه از كفّار بیشتر دانسته است7 !! بی‌خبر از آنكه قرآن به پیامبر رحمت (ص) سفارش می‌كند حتّی با اهل كتاب بر سر سخن یكسانی كه میان آنهاست، همنوا شده و بایستند8؛ چراكه قوام جامعه اسلامی بسته به وحدت است و تنازع جز گام نهادن در پرتگاه شكست و آغاز هزیمت نیست: "وَلا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِیحُكُمْ"9.
بی‌گمان، گرچه اختلاف گروه‌ها در اختصاص خلافت پیامبر، محلّ نزاع فرق اسلامی گردید، امّا اجماع همه گروه‌های مسلمین بر مرجعیت علمی و تفسیری آل البیت (ع) و اقرار به قرابت ایشان با حضرت ختمی مرتبت (ص)، می‌تواند محور وحدت مسلمین قرار گیرد. به گواهی تاریخ، جهت گیری مكتب علمی و معنوی اهل بیت همواره در راستای تحقق آرمان مقدّس وحدت و در خدمت حفظ مصالح مسلمین بوده است، چنانكه سخنان خلیفه دوّم و ائمّه فرق اسلامی شاهد این مدّعاست.
سفارش قرآن به گفتگو با اهل كتاب و حتّی مشركین، دیگر جایی برای تنازعات موجود میان گروههای مسلمان باقی نمی گذارد. رهبران فرق اسلامی می‌بایست به منظور تحقق همه جانبه وحدت مطلوب، وظایف خود را به احسن وجه عمل نموده و به راهكارهای ذیل اهتمام ویژه نشان دهند: تقویت بنیان‌های علمی و عملی مشترك، احترام به اصول و عقاید یكدیگر، تقویت روح برادری و همدلی، مدیریت بر مجموعه‌های خود به منظور تنش زدایی و جلوگیری از موج آفرینی، شفافیت در مواضع، حصر اختلافات فرقه ای در گفتگوهای علمی (توصیه علّامه سید شرف‌الدین)، بستن نگاه تكفیری فِرق اسلامی بر یكدیگر (توصیه شیخ محمود شلتوت مفتی اهل سنت و آیت الله العظمی بروجردی مرجع شیعه)، حذف مقیاس‌های غیر قرآنی تفاضل (مقیاسهایی غیر از تقوی، مجاهده،... )، پرهیز از مسائل فتنه انگیز (حذف مستفزّات)، پاسخ علمی به شبهات؛ البتّه شبهاتی كه با حسن نیت مطرح می‌شوند نه با نیتِ سوء؛ چراكه شبه افكنان غرضمند نه در پی پاسخند و نه هرگز به انتظار جواب می‌نشینند:
چون غرض آمد هنر پوشیده شد
صد حجاب از دل به روی دیده شد
بر این باور و در راستای تحقق آرمان مقدّس وحدت اسلامی، به جستاری مجل پیرامون "مصحف فاطمه" می‌پردازیم، باشد كه به تنویر افكار و رفع ابهامات برادران ما در دیگر فرق اسلامی بیانجامد؛ البتّه براین نكته تأكید می‌ورزیم كه جدل در محتوا و متن آن مصحف شریف شاید هیچگونه ثمره علمی و محصول عملی در پی نداشته باشد؛ چرا كه بنا به اعتقاد شیعه‌ـ‌ چنانكه خواهد آمد ـ این مصحف از دسترس عموم خارج و نزد صاحبش، بقیة الله الاعظم (عج) می باشد.

مصحف فاطمه، میراث اهل بیت

بنا بر روایات متعددی كه در جوامع حدیثی مكتب اهل بیت علیهم السلام ثبت است، مواریثی خاصّ از علم و سلاح معصومین (ع)، دراختیار جانشینان معصومشان قرار می‌گیرد؛ مواریثی كه "بخشی از شئونات امامت به شمار"10می روند. از اهمّ این مواریث می‌توان "كتاب علی یا جفر جامعه، مصحف فاطمه سلام الله علیها و صحیفه دیات"11 را نام برد. در روایتی از صادق آل محمّد (ص) آمده است: " وعندنا مصحف فاطمه12؛ مصحف فاطمه نزد ماست". صاحب الذریعه، شیخ آقا بزرگ تهرانی، در جمع بندی خود از این مصحف شریف، می‌نگارد: "مصحف فاطمه (س) از ودایع و امانت‌های امامت نزد مولی و امام ما صاحب الزمان (عج) است، همان طور كه در چندین حدیث از طرق ائمه این امر روایت شده است"13.
تكاتك این تراث گرانبها از نشانه‌های شناخت امام معصوم (ع) محسوب می‌شوند و بدیهی است كه هر زمان نزد آن بزگواران محفوظ باشند. عیون اخبار الرضا به نقل از حضرت ثامن الائمه و ضامن الائمه (ع) می‌آورد: "للامام علامات: ان یكون اعلم الناس و احكم الناس... و یكون عنده صحیفه فیها اسماء شیعه... و یكون عنده مصحف فاطمه "14.
در اخباری مستند وارد است كه حضرت زهراء (س) گاه مراجعاتی به مصحف خود داشته و تحفه‌هایی از آن را تقدیم دوستان می‌كرده است. این مصحف شریف چونان سندی معتبر و مرجعی ارزشمند از جایگاهی رفیع نزد ائمّه برخوردار بوده و ایشان (ع) هنگام لزوم به آن مراجعه می‌كردند15؛ چنانكه امام صادق (ع) به ولید بن صبیح فرمود: "ای ولید! من در مصحف فاطمه نگریستم و برای بنی فلان از حكومت بهره ای به اندازه غبار كفش نیافتم"16.
البته ناگفته نماند كه در برخی روایات، بجای "مصحف " از " كتاب" فاطمه یاد شده است17 هرچند كه برخی از اعلام شیعه چون سید محسن امین، صاحب اعیان الشیعه، قائل به وجود دو مصحف برای ام الائمّه (س) است: یكی شامل سخنان رسول الله (ص) و دیگری حاوی پیام‌های جبرئیل به بی‌بی دو عالم (س) پس از ارتحال پدر. البته بعضی دیگر را عقیده به این است كه دو مصحف بر فاطمه (س) نازل شد؛ یكی به صورت مكتوب از آسمان و دیگری پس از نزول بر حضرت (س)، توسط علی (ع) به كتابت در آمد18.

محتوای مصحف فاطمه

امام صادق (ع) در این باره می‌فرماید: "زهراء (س) پس از رسول خدا (ص)، هفتاد و پنج روز بیشتر زنده نبود و به سبب فقدان رسول الله (ص) بسیار محزون بود؛ از این رو جبرئیل به نزد ایشان می‌آمد و علاوه بر تسلّی، حضرت (س) را از جایگاه رسول (ص) و اخبار آینده آگاه می‌كرد و از آنچه به ذریه ایشان خواهد رسید، خبر می‌داد و علی (ع) هم همه آنها را می‌نوشت كه آن را مصحف فاطمه نامیدند". 19
گر چه متن و محتوای مصحف مذكور از دسترس ما خارج و در نزد صاحبش بقیةالله الاعظم (عج) می‌باشد، امّا از جمع و بررسی اخبار وارده، می‌توان كلیات محتوای آن را به قرار ذیل دریافت؛ هرچند كه صراحت اخبار در نفی برخی از مطالب محتمل، بهترین پاسخ به شبهات موجود است:
محتوای اثبات شده: الف) بیان مقام و منزلت عظیم پیامبر (ص) ب) اخبار حوادث و پیشامدهای آتی، بویژه آینده ذریه حضرت زهراء (س) ج) ذكر اسماء انبیاء و اولیاء د) وصیت نامه حضرت فاطمه (س) 20 و) آموزه‌های اخلاقی ه) علوم قرآنی21
محتوای نفی شده: اخبار مستند وارده، تصریح دارند كه این كتاب در بردارنده دو چیز نیست: الف) قرآن ب) احكام؛ یعنی اگر چه از جانب خداست و توسط فرشته وحی نزول یافته؛ اما نه قرآن است و نه وحی تشریعی؛ آنگونه كه امام صادق (ع) قسم یاد می‌كند: "والله ما فیه[المصحف] من قرآنكم حرف واحد و لیس فیه من حلال و حرام"22. البته برادران منصف ما در دیگر فرق اسلامی بر این نكته اذعان دارند؛ چنانكه ابوزهره متفكّر جهان تسنّن تأكید می‌ورزد كه مصحف فاطمه چیزی از قرآن در خود ندارد. 23

آیا مصحف فاطمه قرآن شیعه است؟!

آنگونه كه مشاهده شد، جنجال ساختگی ای كه بنام "قرآن شیعه" بر پا كرده اند، از كمترین پایه علمی و استدلال منطقی برخوردار نیست. بسیار جای شگفتی است، با چنین سیر پیشرفت علوم ارتباطات و فناوری اطلاعات كه نقطه كور و ناشناخته و منطقه ممنوعه ای در جهان باقی نمانده، كسی نمی تواند از این قرآن سراغی بیابد!! مسلّم است كه سفر به جغرافیای زیستی شیعه و تفحّص در پنهان‌ترین زوایای زندگی ایشان، برای محقق جویای حقیقت، ناممكن نیست!
اگر مقصود جستجو گران ِ "قرآن شیعه" همان "مصحف فاطمه" باشد كه این مسأله غریب‌تر می‌نماید!! چرا كه هیچ یك از ابناء شیعه، چنین ادّعای گزافی نكرده است.
علاوه بر ائمّه امامیه، جمیع علمای شیعه به اتفاق اعلام نموده اند: "این كتاب به اعتقاد همه شیعیان از كتاب مقدّس قرآن متفاوت است و قرآن دیگری در كنار آن به شمار نمی رود24. در روایات صادره از آل البیت (ع) این پاسخ مكرّر بیان شده است: "آن[مصحف فاطمه] سه برابر بزرگتر است ازاین مصحفِ [قرآن] شما، به خدا قسم در آن حتّی یك حرف از قرآن شما نیست"25.
حال باید افكار حق جویان منصف را ـ از هر گروه و فرقه ای ـ به قضاوت فراخواند كه با وجود چنین توجه و اهتمام ویژه شیعه به رفع این اتهام، دیگر اصرار بر نسبت آن به امامیه چه معنا می‌دهد؟! آیا طرح مداوم این شبهه از مصادیق بارز دامن زدن به مسائل فتنه انگیز نیست؟! آیا حمایت پیدا و پنهان دولت‌های به ظاهر مسلمان از اینگونه تحركات تفرقه افكن، در راستای ایجاد وحدت اسلامی است؟!

واژه مصحف، بهانه طرح شبهه

در بررسی علل و عوامل طرح این شبهه، به برداشتی غرضمند از واژه "مصحف" برمی خوریم. از عوامل ایجاد شبهه "قرآن شیعه"، مطلق دانستن واژه "مصحف" برای قرآن است؛ اما با نیم نگاهی بر معنای لغوی و اصطلاحی و موارد استعمال آن در قرآن و بر لسان اهل بیت (ع)، حقیقت روشن می‌شود.
در قرآن واژه "صحف " به معنای مطلق مكتوب و كتاب آمده است: "وَإِذَا الصُّحُفُ نُشِرَتْ؛ آنگاه كه نامه‌های اعمال منتشر گردد"26 و یا: "إِنَّ هَذَا لَفِی الصُّحُفِ الأولَى * صُحُفِ إِبْرَاهِیمَ وَمُوسَى؛ این در صحیفه‌های نخستین، در كتب ابراهیم و موسی است"27. امیرالمؤمنین علی (ع) در كلمه ای قصار می‌فرماید: "القلب مصحف البصر؛ قلب كتاب چشم است"28 بنابراین مشخص است كه در عهد پیامبر (ص) و تا مدتها پس از حضرت، واژه "مصحف " كاربردی در معنای مطلق قرآن نداشت، بلكه به مرور زمان این لفظ اختصاص به قرآن یافت؛ چنانكه در روایتی از امام صادق (ع) آمده است: "من قرأ القرآن فی المصحف یتمتع ببصره؛ هر كس قرآن را از روی برگ‌های مجلد بخواند، از چشم خود بهره می‌گیرد"29؛ یعنی تا زمانه آن بزرگواران واژه "مصحف " در معنای هر كتاب و یا نوشته مجلد ـ اعم از قرآن ـ بكار می‌رفته است. زبیدی ‌ـ‌ لغوی بزرگ‌ـ‌ در معنای مصحف چنین می‌نگارد: " الجامع للصحف المكتوبة بین الدّفتین"30 به عبارتی دیگر "به معنای كتاب مجلّد و شامل هر كتابی می‌شود و اختصاص به قرآن ندارد، گو اینكه معنای مشهور مصحف قرآن باشد"31 پس واژه مصحف مرادف تام و تمام قرآن نیست بلكه "هم خانواده صفحه و صُحف بوده و به هر كتاب در بردارنده مجموعه ای از اوراق و صفحات گفته می‌شود؛ حتی قرآن كریم نیز از این باب مصحف نامیده شد. این اصطلاح به تدریج درعرف اسلامی، هم معنای قرآن گشته است؛ لیكن اصطلاح مذكور در دوره ای متأخر پدید آمده و فاصله تاریخی درازی با زمان صدور روایات درباره مصحف فاطمه دارد"32.
و اما بر فرض، چنانچه اثبات شود مصحف زمانی كه به معنای مطلق قرآن بوده، آگاهانه بر كتاب فاطمه (س) نهاده شد، باز نشان از آن دارد كه بدین وسیله می‌خواسته اند تنها "بفهمانند میان مصحف فاطمه و مصحف قرآن مشابهت هست، زیرا هر دو توسط جبرئیل نازل شده اند گرچه در محتوا متفاوتند"33.
به هر روی در زمانه ای كه اهل سنّت تا عهد عمربن عبدالعزیز در ممنوعیت نقل و ثبت حدیث به سر می‌برد، پیروان مكتب اهلبیت پیوسته به حكم "المیسور لایسقط بالمعسور" در تكاپوی تدوین میراث گرانبهای معصومین خویش بود و لذا بدیهی است كه در این جهت گوی سبقت را از برادران خود در دیگر فرق ربوده باشد. به نوشته ذهبی ـ عالم اهل تسنّن ـ در میزان الاعتدال: " اگر تلاش این گروه[شیعه] نبود، تمام آثار نبوی ازبین می‌رفت و مفسده بزرگی در دنیای اسلام پدید می‌آمد" 34. عناوین "مصحف، كتاب و مسند فاطمه" نمایانگر اهتمام شایسته خاندان رسالت در حفظ مواریث و سنن اصیل اسلامی است. حضرت زهراء (س) را باید علاوه بر مدرّس نغزگو و پرمغز معارف الهی به زنان مهاجر و انصار و خطیب خطبه‌های پرشور و شعور در مناسبت‌های بسیار، "اوّلین بانوی نویسنده اسلام" 35 دانست كه درجوّ اختناق، كمر همّت به حفظ تراث الهی پدر بست تا آنجا كه جلال الدّین سیوطی از اعلام علمای جماعت، مجموعه ای به نام "مسند فاطمه" شامل احادیث منقول از آن حضرت را فراهم آورد.

تكمله

و اما، توجّه به نكات ذیل در شناخت بیشتر "مصحف فاطمه" و در پاسخ به شبهات پیرامون آن حائز اهمّیت است:
1‌ـ‌ وحی بر دو قسم است: قرآنی و غیر قرآنی. خداوند سخن گفتن رسولش را نیز وحی می‌شمرد؛ البتّه وحی غیرقرآنی "وَمَا یَنْطِقُ عَنِ الْهَوَى * إِنْ هُوَ إِلا وَحْیٌ یُوحَى * عَلَّمَهُ شَدِیدُ الْقُوَى"36.
2‌ـ‌ ختم پیامبری، به معنای انقطاع نزول فرشته وحی نیست؛ طبق نصّ صریح قرآن، هر سال و در شب قدر، فرشته وحی نزول می‌یابد "تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَالرُّوحُ فِیهَا بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ"37.
3‌ـ‌ یكی از القاب حضرت زهرا (س) "محدَّثه " (بر وزن اسم مفعول) است؛ چرا كه فرشتگان با او هم سخن می‌شدند؛ در این باره امام صادق (ع) فرمود: " فاطمه، محدثه نامیده شد بدان جهت كه ملائكه از آسمان هبوط كرده و او را ندا می‌دادند همانگونه كه مریم دختر عمران را ندا می‌دادند " 38.
4‌ـ‌ سخن گفتن جبرئیل با بی‌بی دو عالم، امری غیر ممكن نیست؛ چرا كه نزول فرشته وحی اختصاص به پیامبران نداشته و بنابر صریح قرآن، برخی از اولیاء نیز مورد خطاب ملائكه الله قرار گرفته اند؛ مانند حضرت مریم و مادرموسی: "وَإِذْ قَالَتِ الْمَلائِكَةُ یَا مَرْیَمُ"39 و "وَأَوْحَیْنَا إِلَى أُمِّ مُوسَى أَنْ أَرْضِعِیهِ" 40
5‌ـ‌ اگر اعتقاد به نزول فرشته وحی بر غیر پیامبر به معنی اثبات ادعای نبوّت او باشد، پس اهل تسنن ناگزیر از اقرار و اعتقاد بر نبوّت خلیفه دوّم هستند؛ چرا كه او را "محدَّث " 41 می‌دانند!!

 

.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

این وبلاگ باهدف خدمت به جامعه فکری جوان درراستای پاسخ به سولات کلامی وفلسفی آنان طراحی شده که بیشترازبیش بااندیشه ناب وپویا وجاودانه قرآن واهل بیت آشنا شوند
صفحات جانبی
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :