تبلیغات
از چشمه سار قرآن و عترت

از چشمه سار قرآن و عترت

هیچ حرکتی بدون انگیزه نیست

طبعاً حرکت در مسیر شناخت مبدا جهان هستی نیز نمی تواند بدون انگیزه باشد به همین دلیل فلاسفه و دانشمندان برای خداجویی سه انگیزه اساسی ذکر کرده اند که قرآن مجید به آنها اشاره های روشنی دارد

1- انگیزه عقلی

خداوند در سوره انفال آیه 24 می فرماید :

ای کسانی که ایمان آورده اید دعوت خدا و پیامبران را اجابت کنید هنگامی که شما را به سوی چیزی می خواند که مایه حیات شماست .

در سوره آل عمران آیه 164 نیز می فرماید :

خداوند بر مؤمنان منت گذارد و نعمت بزرگی بخشید هنگامی که در میان آنها پیامبری از جنس خودشان برانگیخت که آیات او را بر آنها بخواند وکتاب و حکمت به آنها بیاموزد . اگر چه پیش از آن در گمراهی آشکاری بودند.

و در سوره حدید آیه 25 می فرماید :

ما رسولان خود را با دلائل روشن فرستادیم و با آنها کتاب آسمانی و میزان ، شناسایی حق و قوانین عادلانه نازل کردیم تا مردم قیام به عدالت کنند.

و همینطور در سوره اعراف آیه 157

پیامبر آنها را به نیکیها دستور می دهد و از منکرات باز می دارد ، پاکیزه ها را برای آنها حلال می شمرد و ناپاکیها را تحریم می کند و بارهای سنگین و زنجیرهایی را که بر آنها بود برمی دارد .

2- انگیزه عاطفی

در حدیثی از امام علی× آمده است که : انسان بنده احسان است « غرر الحکم ج1و2 » در بیانی دیگر از مولا آمده که : بوسیله احسان قلبها به تسخیر انسان در می آید . « بحارالانوار ج 77 / 421 » .

و پیامبر خدا می فرماید : خداوند دلها را در تسخیر محبت کسی قرار داد . که به او نیکی کند و بر بغض کسی قرار داده است که به او بدی کند . تحف العقول ص 37 .

با این مقدمه کوتاه به سراغ قرآن می رویم و به آیات مبین خداوند در این خصوص می نگریم .

1- خداوند در سوره نحل آیه 78 می فرماید :

و خداوند شما را از شکم مادران خارج نمود در حالی که هیچ نمی دانستید ، امّا برای شما گوش و چشم و عقل قرار داد تا شکر نعمت او را بجا آورید .

باز در سوره نحل آیه 14 می فرماید :

او کسی است که دریا را مسخر شما ساخت تا از گوشت تازه آن بخورید و وسائل زینتی برای پوشیدن از آن استخراج نمائید و کشتیها را می بینی که سینه آبها را می شکافد تا شما به تجارت بپردازید و از فضل خدا بهره گیرید ، شاید شکر نعمتهای او را بجا آورید .

در ادامه همین سوره آیه 114 می فرماید :

حال که چنین است از آنچه خدا روزی شما کرده حلال و پاکیزه بخورید و شکر نعمت خدا را بجای آورید اگر او را می پرستید .

این آیات دلالت بر این دارد که شکر منعم نردبان معرفة الله است .

آیات فوق می تواند اشاره ای به این حقیقت باشد که رسیدن به کلیات عقلیه بعد از علم به جزئیات از طریق حس است ، یعنی تحریک حسّ شکرگذاری انسانها است .

انگیزه فطری

هنگامی که سخن از فطرت گفته می شود . منظور همان احساسات درونی و درکی است که هیچگونه نیازی به استدلال عقلی ندارد مثلا : هنگامی که یک منظره بسیار زیبای طبیعی ، یا یک گل بسیار خوشرنگ و خوشبو را می بینیم جاذبه نیرومندی از درون خود نسبت به آن احساس می کنیم که نام آن تمایل و عشق به زیبایی می نهیم . آری احساس به زیبایی یکی از تمایلات عالیه روح انسانی است کشش به مذهب و خداشناسی نیز یکی از این احساسات ذاتی و درونی است بلکه از نیرومندترین انگیزه ها در اعماق سرشت و جان همه انسانهاست .

از آنجا که در بخش دلائل خداشناسی ، توحید فطری به عنوان یک دلیل مستقل با تمام آیاتش مطرح می شود ، نیازی به بحث فراوان در این زمینه نیست .

مثلا در قرآن در هنگام ذکر داستان قیام انبیاء بزرگ در موارد زیادی روی این نکته تکیه کرده که رسالت اصلی انبیاء زدودن شرک و بت پرستی بوده نه اثبات وجود خدا ، چرا که این موضوع در اعماق سرشت هرکس نهفته شده است .

انبیاء به دنبال کاشتن نهال خداپرستی در دلها مردم نبودند ، بلکه به دنبال این بودند که نهال موجود را آبیاری کرده و خارها و علف هرزه های مزاحم را که گاهی این نهال را به کلی پژمرده و خشک می کند از ریشه برکند :

مثلا : جمله : جز خدا را نپرستید که بصورت نفی بتها و نه اثبات خدا مطرح شده در گفتار بسیاری از انبیاء در قرآن مجید آمده از جمله در دعوت پیغمبر اسلام در سوره هود آیه و در دعوت نوح در سوره هود آیه 26 و در دعوت یوسف در سوره یوسف آیه 40 و در دعوت هود سوره احقاف آیه 21 مطرح شده است . انگیزه هایی است که ما را به سوی معرفت خدا دعوت می کند .

توجیهات انحرافی : جمعی از جامعه شناسان و روانکاوان مادی غرب و شرق عقیده دارند که سرچشمه پیدایش مذهب و عقیده خداشناسی را معلول جهل و ترس یا عوامل دیگری می دانند و می گویند که غیر از جهان ماده چیزی وجود ندارد . و بخاطر همین هر پدیده ای را با توجه به همین عوامل مادی تفسیر می کنند.

این نظریه ها یا فریضه ها را می توان عمدتاً در 5 فرضیه خلاصه کرد .

1- فرضیه جهل : یکی از جامعه شناسان معروف می گوید : اگر چه علم و هنر بسیاری از عوامل اسرارآمیز را روشن ساخته با این همه بسیاری از این عوامل همچنان از حیطه علم گریخته و در لفافه اسرار باقی مانده ، لزوم پی بردن به این عوامل موجب پیدایش مذهب گردیده است .

اشتباه عمده طرفداران فرضیه جهل از اینجا ناشی می شود که : آنها تصور کرده اند که ایمان به خدا مفهومش انکار قانون علیت است پس ، یا باید علل طبیعی را بپذیریم ، یا وجود خدا .

در حالی که از نظر فلاسفه ای الهی ایمان به قانون علیت و کشف علل طبیعی یکی از بهترین طریق شناخت خداست .

فرضیه دوم ترس : ویل دورانت مورخ غربی در تاریخ خود بحثی با عنوان سرچشمه های دین از لوکر تیوس رومی نقل می کند که ترس نخستین ما در خدایان است . و از میان ترس خوف از مرگ مقام مهتری دارد.

به همین جهت انسان ابتدایی نمی توانسته باور کند که مرگ یک نمود طبیعی است همین سخن راسل به تعبیر دیگری تکرار گیرد . گمان می کنم که منشأ مذهب قبل از هر چیز ترس و وحشت باشد ترس از بلاهای طبیعی ، ترس از جنگها و مانند آن و ترس از اعمال نادرستی که انسان به هنگام غلبه شهوات انجام می دهد .

فرضیه عوامل اقتصادی : پیروان این فرضیه کسانی هستند که نیروی محرک تاریخ را همان شکل دستگاههای تولیدی می دانند و معتقدند تمام پدیدهای اجتماعی اعم از فرهنگی و علم و فلسفه و سیاست و حتی مذهب مولود همین امر است . آنها برای پیوند دادن میان پیدایش مذهب و مسائل اقتصادی توجیهات عجیبی دارند . از جمله می گویند : طبقه استعمارگر در جوامع انسانی برای از میان بردن مقاومت توده های استعمار شده و تخدیر آنها ، مذهب را به وجود آورده است . و جمله معروف لنین را که در کتاب سوسیالیسم و مذهب آورده است  خاطر نشان می کنند آنجا که می گوید : مذهب در جامعه به منزله تریاک و افیون است .

4- و اما بشنوید از آقای فروید که می خواهد پلی میان پیدایش مذهب و غریزه جنسی بزند و این را مولود آن بداند . او سعی دارد این موضوع را در فرضیه خود درباره قبیله موهوم پیوند دهد : در این قبیله خیالی پدر ، زنان بسیاری داشت  و فرزندان جوان در محرومیت به سر می بردند سرانجام قیام کردند پدر را کشتند و گوشت او را خوردند و بعد  پشیمان شدند و با صرف نظر کردن از زنان قبیله عمل خود را انکار و تقبیح نمودند .

5- فرضیه نیازهای اخلاقی : اینشتاین : در بحثی تحت عنوان مذهب و علوم می گوید : با کمی دقت معلوم می گردد ، که هیجانات و احساساتی که موجب پیدایش مذبه شده بسیار مختلف و متفاوت است سپس بعد از فرضیه ترس اضافه می کند . ویژگی اجتماعی بودن بشر نیز یکی از عوامل پیدایش مذهب است یک فرد می بیند پدر و مادر و کسان و خویشان و رهبران و بزرگان می میرند . و یک یک اطراف او را خالی می کنند . پس آرزوی هدایت شدن ، دوست داشتن ، محبوب بودن و اتکاء و امید داشتن به کسی زمینه قبول عقیده به خدا را در او ایجاد می کند .

سید غلامرضا حسینی
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

این وبلاگ باهدف خدمت به جامعه فکری جوان درراستای پاسخ به سولات کلامی وفلسفی آنان طراحی شده که بیشترازبیش بااندیشه ناب وپویا وجاودانه قرآن واهل بیت آشنا شوند
صفحات جانبی
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :