تبلیغات
از چشمه سار قرآن و عترت

از چشمه سار قرآن و عترت

انتظار بشر از دین

 یكى از مهمترین مسائلى كه اندیشه دینى در جهان معاصر با آن مواجه است، مسئله انتظار بشر از دین است . بدین صورت كه دلایل نیاز انسان به دین چیست؟ چه نیاز یا نیازهایى انسان را به دین سوق مى‏دهد؟ چرا انسان به دین روى مى‏آورد؟ انسان چه نقص یا كمبودى را در خویشتن مى‏یابد كه غیر دین نمى‏تواند آن نیاز را برآورده سازد؟ آیا دین براى تامین همه نیازهاى انسان آمده است‏یا برخى امور به عقل و علم بشرى واگذار شده است؟ آیا همه امور دینى شدنى هستند یا این كه برخى امور دینى شدنى نیستند، آیا دین فقط اصول ارزشى را بیان مى‏كند یا اصول علمى را نیز بیان مى‏كند؟ آیا دین براى مدیریت و سامان به امور دنیوى و برنامه ریزى اجتماعى نیز برنامه دارد همانطور كه براى زندگى معنوى و اخروى انسان برنامه دارد یا خیر؟ آیا دین فقط احكام حلال و حرام یا احكام تكلیفى و وضعى را بیان مى‏كند یا درباره اخلاق و چگونگى راهنمایى و تنظیم احساسات نیز برنامه دارد؟ و اگر درباره همه امورى كه بشر با آن ارتباط دارد پیام و برنامه دارد، اگر روزى جامعه رشد علمى و عقلى بیابد و در اثر پیشرفت عقلى و علمى به بسیارى از نیازهاى خود پاسخ دهد، آیا نیاز به دین در آن بخش منتفى خواهد شد و در این امور باید به علم و عقل بشرى مراجعه كند؟ و بسیار از مسائل دیگر كه تحت عنوان انتظار از دین مطرح و قابل بررسى است .

براى پاسخ به این مسئله در آغاز باید به سیر تاریخى بحث و علل مطرح شدن آن در جهان معاصر اشاره كرد و سپس به جایگاه آن در علم كلام پرداخت . سپس مبانى آن را تبیین كرد . پس از آن به جواب سؤالات مطروحه اقدام نمود .

مسئله انتظار بشر از دین به بحث نبوت عامه مرتبط است . زیرا در نبوت عامه از این جهت‏بحث مى‏شود كه به حكم عقل مستقل، انسان بدون وحى و رسالت نمى‏تواند زندگى سعادتمندانه داشته باشد، از این رو انسان به وحى و رسالت و دین نیازمند است . براین اساس انتظار بشر از دین، این است كه راه سعادتمندانه را به او ارائه دهد .

تا بیش از سده هیجدهم فیلسوفان و دانشمندان به این بسنده مى‏كردند كه نظریات متالهان، به ویژه براهین آن‏ها را در اثبات وجود خدا و دیگر مسائل اعتقادى سنجیده و بعضى را بپذیرند و پاره‏اى را اصلاح یا رد كنند، ولى در این مساله كه جایگاه دین در زندگى انسان چیست چیزى نمى‏گفتند و حتى افرادى چون ماكیاول و هابزوجان لاك الحاد و بى دینى را محكوم مى‏كردند ، اما ناگهان در سده هیجدهم بر خلاف گذشته به گمان‏ورزى درباره دین و منشا دین زده و تلاش كردند تا براى آن منشا دنیوى بیابند و در رابطه با دین به عنوان نظامى از اعتقادات كه جماعت‏ها صرف نظر از حقیقت آن و فقط به دلیل برآوردن یكى از نیازهاى اساسى بشرى به آن روى مى‏آورند نظریات متفاوتى ارائه دهند . (1)

حال منشا این گمان ورزى و نظریه پردازى، مشكل تعارض علم و دین و چگونگى حل آن بوده و یا اومانیزم و انسان محورى و ادعاى استقلال انسان از خدا و آسمان بوده و یا پیدایش هرمنوتیك و ارتباط آن با فهم متون دینى و به طور كلى رشد علمى و عقلى انسان او را وادار كرده تا چنین نظریه هایى را در رابطه با دین ارائه دهد .

به هر حال این مسئله از مسائلى است كه از قرن هیجدهم در چالشهایى كه در ارتباط با دین پیدا شد مطرح شده و باید براى حل آن مسئله تلاش كرد .

این مطلبى بود كه در مغرب زمین مطرح شد ، اما از یك نظر مى‏توان گفت ریشه این مسئله به قبل از اسلام و به براهمه مربوط است، آنان كه منكر نبوت بوده و به دلیل وجود شبهاتى براى آنان، بعثت پیامبران را از محالات عقلى مى‏دانستند كه در جاى خود این شبهات مطرح و به پاسخ آنها پرداخته مى‏شود . بعد از بیان طرح بحث و ریشه‏هاى پیدایش مسئله در آغاز شایسته است‏به مبادى تصورى مسئله بپردازیم .

مبادى تصورى مسئله انتظار بشر از دین

شناخت هر مركبى فرع بر شناخت‏بسائط و اجزاء آن است و چون عنوان مسئله ما، انتظار بشر از دین است، در آغاز باید مرادمان از دین و انتظار و بشر تبیین شود .

1 - دین و حقیقت آن

مراد از دین گاه تدین و دین دارى است و گاه مراد از آن، مكتبى است كه از مجموعه عقاید و قوانین و مقررات تشكیل شده و هدف آن راهنمایى انسان براى رسیدن به سعادت در پرتو آن عقاید و مقررات است این دین خود بر دو قسم است .

الف: دین بشرى، دینى كه بشر براى خود ساخته است‏یعنى مجموعه عقاید و قوانین و مقرراتى كه بشر براى خود تدوین كرده است . به لحاظ این كه این دین تابع فكر و خواست و وضع اوست، در راستاى همان خواسته، انتظارات او را برآورده مى‏سازد، دینى كه ساخته انسان باشد، اسیر هوس و ابزار دست همان انسان است و انسان بگونه اى آن را تنظیم مى‏كند كه تمام قوانین و مقرراتش به سود او بوده و چیزى را بر او تحمیل نكند .

به عبارت دیگر: انسانى كه خود ، دین را مى‏سازد، به لحاظ اینكه در خود صلاحیت تدوین را مى‏یابد، داعیه ربوبیت دارد و كسى كه داعیه ربوبیت داشته باشد، اله و معبود او در واقع هوى و هوس اوست و كسى كه هوس مدارانه نظر مى‏دهد، دینى را تدوین مى‏كند كه مطابق خواسته هاى هوس او باشد «افرایت من اتخذ الهه هویه و اضله الله على علم و ختم على سمعه و قلبه و جعل على بصره غشاوة فمن یهدیه من بعد الله افلا تذكرون‏» (2) پس آیا دیدى كسى را كه هوس خویش را معبود خود قرار داده و خدا او را دانسته گمراه گردانید و بر گوش او و دلش مهر زده و بر دیده‏اش پرده نهاده است؟ آیا پس از خدا چه كسى او را هدایت‏خواهد كرد . آیا پند نمى‏گیرید .

پیامدهاى دین بشرى

دینى كه براساس خواست انسان شكل بگیرد پیامدهایى خواهد داشت كه به برخى از آن پیامدها اشاره مى‏كنیم:

اول: رهایى و عدم تعهد و مسؤولیت

اگر بشر به تدوین و تنظیم دین بپردازد، براساس اصل كلى «كل یعمل على شاكلته‏» (3) هر كس براساس ساختار روانى و بدنى خود عمل مى‏كند، اگر خداى كسى هوس او باشد، دین او مجموعه اهواء و افكار هوس‏مدارانه اوست و هر كس كه براساس هوس عمل كند، هرگز مسئول نبوده و كسى از او سئوال نخواهد كرد . زیرا كسى كه داعیه ربوبیت داشته باشد، خود را مصداق «لایسئل عما یفعل‏» (4) مى‏داند وكسى كه خود را مسئول ندانست، خود را مافوق قانون و دین مى‏داند و كسى كه مافوق دین و قانون بود، در برابر كسى و چیزى مسئولیت ندارد و انسان بى‏مسئولیت رهاست . از این رو هر كارى را براساس میل خود حق مى‏پندارد و انجام مى‏دهد و حال آن كه چنین انسانى مصداق این آیه است كه «و هم یحسبون انهم یحسنون صنعا» (5) كار باطل انجام مى‏دهد ولى پندار او این است كه كار خوب انجام مى‏دهد .

دوم : واكنش در برابر دین الهى

انسانى كه خود به تنظیم و تدوین دین اقدام مى‏كند در برابر دین الهى واكنش نشان داده و آن را تكذیب مى‏كند و یا آورنده آن را به قتل مى‏رساند . قرآن كریم در این زمینه فرمود: «كلما جائهم رسول بما لا تهوى انفسهم فریقا كذبوا و فریقا یقتلون‏» (6)

پیامبران هرگاه مطلبى آوردند كه مطابق میل و خواسته هوس‏مداران نباشد آن را امضاء نمى‏كنند . از این رو عده‏اى را تكذیب مى‏كنند و عده‏اى را مى‏كشند و در واقع آن‏ها به دلیل این كه داعیه ربوبیت دارند خود را مظهر «لایسئل عما یفعل‏» مى‏دانند و حال آن كه این اسم الهى مظهر نداشته و منحصر در خداوند است . زیرا همه انسان ها بدون استثناء مسئولند، قرآن در موضع مسئولیت همگانى فرمود: «فلنسئلن الذین ارسل الیهم و لنسئلن المرسلین‏» (7) هم انبیاء مسئولند و هم امت هاى آنان و كسى مافوق قانون نیست تا مسئول نباشد .

ب: دین الهى

دین الهى ، مجموعه قوانین و عقاید و مقرراتى است كه خداوند آن را براى هدایت‏بشر فرستاده است تا انسان در پرتو آن هوى و هوس خود را كنترل و آزادى خود را تامین كند . زیرا این انسان خود را تحت ربوبیت ذات اقدس اله مى‏داند از این رو در دین دارى استقامت و پایدارى مى‏ورزد «ان الذین قالوا ربنا الله ثم استقاموا» (8) دین الهى است كه با توجه به حقیقت انسان و نیازهاى او برنامه كامل و همه جانبه‏اى ارائه و انتظارات او را در همه ابعاد برآورده مى‏سازد .

مراد ما از دین البته دین الهى و در بین ادیان كاملترین آن یعنى دین اسلام و دین خاتم انبیاء است .

2 - انتظار

انتظار گاهى به معناى احتیاج است و گاهى به معناى توقع و انتظار به معناى احتیاج قبل از رسیدن به دین و دین باورى است و انتظار به معناى توقع بعد از پذیرش دین است‏یعنى بعد از آن كه انسان دین را پذیرفت چه توقعى مى‏تواند از دین داشته باشد .

اگر انتظار به معناى احتیاج باشد معناى آن این است كه انسان نیازهایى دارد و دین درصدد تامین آن نیازها است اما همانطوریكه عطش بر دو قسم است‏بعضى عطش و تشنگى ها كاذب است و بعضى صادق و تشخیص عطش كاذب از عطش صادق بر عهده پزشك متخصص و طبیب حاذق است و یا هم چنان كه فجر بر دو قسم است فجر صادق و فجر كاذب كه فجر كاذب وقت نماز صبح نیست و فجر صادق وقت نماز و عبادت است و تشخیص فجر صادق از فجر كاذب بر عهده منجم و اخترشناس ماهر است، هم چنین انتظارات انسان نیز بر دو قسم است، انتظارات صادق و انتظارات كاذب، انتظارات و تمنیات كاذب به تعبیر قرآن، امنیه هایى هستند كه شیطان آن ها را به انسان القاء مى‏كند و انسان را با آن‏ها سرگرم مى‏كند «و لامنینهم‏» (9) انتظارات صادق انتظاراتى هستند كه با واقعیت وجودى انسان هماهنگ وسازگار باشد، مثل این كه در دعاها مى‏خوانیم خداوند «غایة المنى (10) و غایة آمال العارفین‏» (11) است و یا راهیابى به بهشت كه از انتظارات انسان است در پرتو ایمان و عمل صالح حاصل مى‏شود نه این كه به تعبیرى از امانى انسان یا اهل كتاب باشد «و لیس بامانیكم و لا امانى اهل الكتاب‏» (12)

با توجه به این دو نوع انتظار براى بشر، انسان شناس و طبیب حاذقى لازم است تا انتظارات صادق را از انتظارات كاذب تمیز دهد و به انتظارات صادق پاسخ دهد . آن چه مشخص و ممیز این دو نوع انتظار است دین الهى است كه تمنیات كاذب را از صادق جدا و راه تحصیل انتظارات صادق را به انسان مى‏آموزد .

برخى انتظار بشر از دین را به سر رجوع انسان به دین معنا كرده، چنانكه در گذشته متكلمین مى‏گفتند چرا انسان باید به دین رجوع كند .

انتظارات اصلى و انتظارات فرعى

انتظارات صادق انسان دو قسمند: 1 - انتظارات اصلى كه در محور اعتقادات است، انسان باید حقیقت‏خود را بفهمد و بشناسد، مبدء آفرینش را بشناسد باید بداند مكتبى و دینى لازم است كه حقیقت انسان را به او

بفهماند، مبدء آفرینش را به او معرفى كند، اسماء و صفات و اوصاف جلال و جمال حق را براى او تشریح كند، كیفیت رابطه انسان با خدا را بیان كند و مانند آن .

2 - انتظارات فرعى: امورى از قبیل انتظار تامین اقتصاد جامعه انسانى و بهداشت آن، انتظار مسائل اخلاقى و مانند آن از انتظارات فرعى انسان است طبق نقل تحف العقول، مردى كه لباس تمیزى پوشیده بود و با ظاهرى موقر وارد مدینه شده بود، مسلمانان صدر اسلام وقتى آن مرد را دیدند، برخى گفتند: «ما اعقل هذا الرجل‏» عجب آدم عاقلى است پیامبر اكرم (ص) فرمود: «مه ان العاقل من وحدالله‏» فرزانگى و عقل به لباس تمیز نیست‏بلكه فرزانگى به اهل توحید و موحد بودن است .

این كه گفته شد انتظار اصلى ما اعتقاد است و به تبع او اخلاق و بهداشت و اقتصاد براى این است كه انسانى كه باور كند همواره در پیشگاه خدایى هست كه از درون و بیرون او آگاه است، از خود انسان به حال او آگاهتر مى‏باشد و این آگاهى را جایى ضبط مى‏كند كه زوال ناپذیر است و محصول این آگاهى در عالمى ظهور مى‏كند كه درك آن بسیار مشكل است، در برابر صاحب این آگاهى چاره‏اى جز تسلیم محض چیز دیگرى نیست، انسانى كه اعتقاد به معاد پیدا كند و بداند كه قیامت ظرف ظهور عین حقیقت دین است - قیامتى كه درك حقیقت آن به اندازه‏اى دشوار است كه خداوند در قرآن فرمود: «و ما ادریك ما یوم الدین × ثم ما ادریك یوم الدین‏» (13) قیامتى كه تا انسان به مقام فنا و به مقام انسان كامل نرسد، حقیقت آن را درك نمى‏كند، قیامتى كه آسمان و زمین شكن است «ثقلت فى السموات والارض لاتاتیكم الا بغتة‏» (14) قیامتى كه وجود عینى دین در آن تحقق پیدا مى‏كند - یعنى مسائل اخلاقى و اقتصادى و بهداشتى و مانند آن براى او حل مى‏شود و احدى حاضر نیست ظلم و احتكار و تورم شیوه زندگى خود قرار داده و خود را به آن‏ها آلوده نماید .

3 - انسان و حقیقت او

بعد از تعریف دین و بیان حدود آن و هم چنین انتظار و معنا و اقسام آن به مسئله انسان و چیستى او به عنوان جزء سوم مركب موضوع بحث‏یعنى انسان و دین مى‏پردازیم .

معرفت چیستى و هستى انسان و چگونگى وجود آن كه مركب از جسم و روح است و شناخت تجرد روح و چگونگى پیوند آن با جسم مادى و آگاهى به كمال اصیل انسانى و راه میل به آن و رهبرى و راهنمایى به سوى آن و انواع روابط وى با نظام هستى و آنچه در آن هست و امثال آن از مسائلى هستند كه در حوزه مربوط به شناخت انسان قرار مى‏گیرند . بهترین راه براى تشخیص این امور و اصول، استفاده از كلام انسان آفرین، یعنى قرآن كریم است . زیرا قرآن كه براى هدایت انسان و تكامل او نازل شده است، مسائل مزبور را به طور روشن تبیین كرده است .

خداوند در قرآن انسان را اولا سراسر فقر و نیاز معرفى كرده و او را عین ربط و فقر مى‏داند، هستى او به حق وابسته است «یا ایها الناس انتم الفقراء الى الله و الله هو الغنى الحمید» (15) وقتى انسان خود را فقیر و عین ربط یافت‏خداى خود را كه عین غناء و بى‏نیازى است‏خواهد شناخت چرا كه «من عرف نفسه فقد عرف ربه‏» (16) و ثانیا وى را خلیفه خود مى‏خواند و انسان براى ناخت‏خدا باید خلیفه او را بشناسد و از راه شناخت‏خلیفه مستخلف عنه را بشناسد .

قرآن كریم كتاب وجودى انسان را در دو مقام تدوین كرده است: 1 - اولا از هویت انسان سخن مى‏گوید و او را بر خلاف منطقیین كه وى را حیوان ناطق مى‏داند «حى متاله‏» معرفى مى‏كند یعنى زنده كه حیات او در تاله تجلى دارد و تاله همان ذوب در ظهور الهیت است این هویت انسان غیر قابل تبدیل است زیرا در احسن تقویم و زیباترین صورت آفریده شده است نه خداوند او را تغییر مى‏دهد و نه غیر خداوند قدرت تغییر او را دارد «لا تبدیل لخلق الله‏» (17) قرآن انسان را به گونه اى معرفى كرده است كه بداند از كجا آمده است و پس از این به كجا مى‏رود و در این چند روز دنیا چه باید بكند .

2 - گوهر ملكوتى انسان كه «حیات و تاله‏» است چگونه بارور و شكوفا مى‏شود و راه رسیدن وى به كمالات انسانى كدام است . شرایط سهولت و موانع صعوبت طى طریق چیست همراهان دینى راه چه كسانى‏اند و رهزنان آن چه گروهى؟

و بالاخره انسان موجودى است كه از فطرت برخوردار بوده و امانت‏دار الهى و داراى عقل و ادراك است كه باید گوهر وجودى خود را شكوفا كند و سعادت او در شكوفایى گوهر وجودى اوست و این گوهر وجودى با ارائه برنامه از طریق انسان شناس واقعى یعنى خداوند شكوفا مى‏شود .

روش هاى تعیین انتظار بشر از دین

بعد از بیان مبادى تصورى بحث، باید به تبیین روش هاى تعیین انتظار بشر از دین بپردازیم . براى تعیین انتظار بشر از دین روشهاى مختلفى ارائه گردید و گفته شد كه آیا در حل مسئله باید به روش درون دینى تمسك شود یا روش برون دینى نیز ضرورت دارد و روش برون دینى كدامند آیا روش عقلى است‏یا تجربى و یا شهودى و یا تاریخى .

ما در این مساله در اینجا از روش عقلى كه سابقه دیرینه در علم كلام دارد استفاده كرده و تحت عنوان جایگاه انتظار بشر از دین بحث مى‏كنیم .

جایگاه بحث انتظار بشر از دین از نظر كلامى

جایگاه بحث انتظار بشر از دین در علم كلام به بحث نبوت مربوط است . بدین صورت كه در بحث نبوت، اصل ضرورت نبوت و نیاز انسان به وحى با دلایل عقلى اثبات مى‏شود و سپس فواید بعثت مطرح مى‏گردد پس از آن به اشكالات مرتبط به نبوت پردازش مى‏شود .

اجمال دلیلى كه براساس آن اثبات مى‏شود، نزول وحى و بعثت ضرورت دارد تا انسان از طریق آن به سعادت واقعى و حقیقى خود نائل شود، با این مقدمات تبیین مى‏شود .

الف: آفریدگار انسان خداى علیم و حكیم است كه او را براى مقصد و هدفى آفریده است .

ب : انسان یك حقیقت جاودانه است و باید در صراط مستقیم به سوى ابدیت‏حركت كند تا از این راه سعادت ابدى خود را تامین كند و اگر در این راه دچار خطا شود، دچار شقاوت و محرومیت از سعادت ابدى مى‏شود .

ج : به لحاظ این كه انسان مخلوق خداى علیم وحكیم است، فقط خداوند به حقیقت انسان و ابعاد وجودى او و نیازهاى وى واقف است و احدى غیر از خداوند از حقیقت انسان و نیازها و انتظارات واقعى او وقوف و آگاهى ندارد .

د: چون غیر از خداوند احدى به انسان و ابعاد وجودى و نیاز او آگاه نیست ، هیچ كس توان آن را ندارد ، انتظارات او را برآورده سازد و اگر هم بخواهد در این راه قدمى بردارد، به لحاظ این كه معصوم نیست، دچار اشتباه شده و با فراهم كردن زمینه هاى سقوط انسان موجب محرومیت ابدى انسان مى‏شود و سقوط و محرومیت ابدى با عنایت و حكمت‏خداوند سازگار نیست . از این رو خداوند برنامه هدایت انسان را خود تنظیم و آن را براى بشر معصوم نازل مى‏كند و وحى آور معصوم را ارسال مى‏كند تا كتاب منزه و معصوم را در اختیار انسان قرار دهد و بشر با پیمودن آن راه و برنامه مصون از گزند سهو و نسیان و خطا ، زندگى را خود شكل داده و در نتیجه به سعادت حقیقى نائل شده و به مقصد كه لقاء الهى است، برسد و در پرتو لقاء خداوند از سعادت جاودانه بهره‏مند گردد .

این برهان كه اجمالا بیان شد این حقیقت را اثبات مى‏كند كه بین عمل انسان به برنامه‏هایى كه در زندگى اجراء مى‏كند و بدیت‏سعادت مندانه او رابطه برقرار است و چون شئون زندگى انسان از گستردگى برخوردار است، دین هم از شئون و برنامه گسترده‏تر برخوردار است و انسان از این جهت كه داراى بعد اعتقادى و اخلاقى و حقوقى و فقهى است و هم چنین نیازمند به برنامه‏ریزى پس دین هم باید مشتمل بر همه این ابعاد بوده و علاوه بر تامین نیازهاى اعتقادى و اخلاقى و فقهى ، برنامه‏ریزى‏هایى در ابعاد مختلف زندگى داشته باشد تا انسان با استفاده از آن ها به سعادت ابدى نائل گردد .

مرحوم خواجه نصیر طوسى در اشارات در توضیح مطالب بوعلى سینا «رحمه الله‏» در مسئله نبوت عامه مطلبى دارد كه شایسته توجه است . توضیح مطلب آن كه بوعلى سینا مى‏گوید: انسان براى تامین نیازمندى هایش از جهت قانون و به منظور سامان دادن به زندگى اجتماعى نیاز به دین دارد و به عبارت دیگر : انسان از این جهت‏به دین و وحى و نبوت احتیاج دارد تا زندگى دنیوى آن ها را تنظیم كند .

مرحوم خواجه این سخن كه «انسان براى سامان دادن به زندگى دنیوى نیاز به وحى و نبوت دارد» را مورد نقد قرار داده و مى‏گوید: دین و وحى فقط براى تنظیم زندگى دنیوى نیست، زیرا بسیارى از جوامع و افراد بدون دینى هستند كه بدون دین زندگى دنیوى خود را سامان داده و نیازمندى هاى خود را در این بعد تامین مى‏كنند، مكتب هاى مادى و الحادى نیز مى‏توانند با تنظیم مقررات، اسباب رفاه و آرامش نسبى و نظم جوامع را فراهم كنند . از این رو باید استدلال و برهان بوعلى (ره) را تكمیل كرد .

در تكمیل سخن ابن سینا (ره) مى‏گوید: دین فقط براى رفع هرج و مرج از زندگى دنیا و تنظیم امور مادى نیست‏بلكه دین براى این آمده تا زندگى انسان را به گونه‏اى تنظیم كند كه صلاح معاش و معاد عامه مردم تحقق یابد یعنى هم زندگى دنیا و معاش عموم مردم سامان یابد و هم زندگى آخرت و معاد آن ها ، اما به این صورت كه زندگى دنیا هماهنگ با آخرت او سامان پیدا كند . و به عبارت دیگر: انسان در پرتو برنامه دین به دنیاى حسنه و آخرت حسنه نائل شود نه این كه انسان دنیا و آخرتش بدون وصف حسنه شكل دهد . (18)

از آن جهت كه وحى و نبوت وسیله‏اى است كه انسان در پرتو آن به سعادت دنیا و آخرت نائل مى‏شود . مؤمن دین شناس دین باور از خدا حسنات دنیا و آخرت را طلب مى‏كند و در مقام نیایش مى‏گوید : «ربنا آتنا فى الدنیا حسنة و فى الآخرة حسنة‏» (19) خدایا در دنیا و آخرت به ما حسنات اعطا كن .

حسنات دنیا همانا داشتن نظام اقتصادى و مالى سالم، نظام سیاسى و اجتماعى سالم، وجدان كارى و نظم، رفیق و مصاحب خوب، معلم خوب، توسعه در معیشت، اخلاق خوب ، امانت و عدالت و مانند آن است و حسنات آخرت همانا، رضوان الهى و راه یافتن به بهشت‏خواهد بود .

امام صادق (ع) در بیان حسنات دنیا و آخرت فرمودند: «رضوان الله والجنة فى الآخرة والسعة فى المعیشة و حسن الخلق فى الدنیا» حسنه آخرت، رضوان خدا و بهشت است و حسنه دنیا، توسعه در معیشت و اخلاق خوب .

و در روایت دیگرى فرمودند: «والسعة فى الرزق والمعاش و حسن الخلق فى الدنیا» حسنه دنیا توسعه در رزق و معیشت زندگى و حسن خلق است و در روایت‏سومى، «حسن الصحبه‏» یعنى داشتن مصاحب خوب، نیز ذكر شده است .

با توجه به برهان عقلى و روایات نقلى، استفاده مى‏شود كه دین با ارائه برنامه مى‏گوید كه ما زندگى دنیا را با لحاظ آخرت تنظیم كنیم تا هم دنیاى انسان حسنه باشد و هم آخرت او .


1.  ایدئولوژى، جان پلامناتس، ترجمه عزت الله فولادوند، شركت انتشارات علمى و فرهنگى، ص‏98 - 109 .

2 . سوره جاثیه، آیه 23 .

3 . سوره اسراء، آیه‏84 .

4 . سوره انبیاء، آیه‏23 .

5 . سوره كهف، آیه‏104 .

6 . سوره مائده، آیه‏70 .

7 . اعراف، 6 .

8 . فصلت 30، احقاف 13 .

9 . سوره نسا، 119 .

10 . بحارالانوار، ج‏84، كتاب الصلاة باب 12، حدیث‏8، ص‏200 .

11 . اقبال الاعمال، ادعیه شهر شعبان، دعاى كمیل، ص‏222 .

12 . سوره نساء، 123 .

13 . سوره انفطار، آیه‏18 .

14 . سوره اعراف، آیه‏187 .

15 . سوره فاطر ، 15 .

16 . بحار، ج‏2، ح‏22، ص‏32 .

17 . روم، 30 .

18 . ارشادات والتنبیهات، ج‏3، ص‏374 .

19 . سوره بقره، آیه‏201 .

 

.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

این وبلاگ باهدف خدمت به جامعه فکری جوان درراستای پاسخ به سولات کلامی وفلسفی آنان طراحی شده که بیشترازبیش بااندیشه ناب وپویا وجاودانه قرآن واهل بیت آشنا شوند
صفحات جانبی
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :